1-6-3- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها13
1-7- اهداف تحقیق14
فصل دوم: مبانی نظری و چارچوب مفهومی تحقیق
2-1- مقدمه17
2-2- پیشینه تحقیق18
2-2-1- پیشینه داخلی18
2-2-2- پیشینه خارجی23
2-2-3- جمع‌بندی و نقد مطالعات پیشین29
2-3- مبانی نظری31
2-3-1- مقدمه31
2-3-2- تعریف مفاهیم32
2-3-2-1- محیط زیست32
2-3-2-2- طبیعت33
2-3-2-3- اکوسیستم34
2-3-2-4- بحران35

2-3-2-5- بحران محیط زیست36
2-3-3- محیط زیست و دین37
2-3-3-1- الاهیات زیست محیطی39
2-3-3-2- اهمیت الاهیات زیست محیطی41
2-3-4- محیط زیست، علم و تکنولوژی41
2-3-5- محیط زیست و اخلاق (اخلاق زیست محیطی)47
2-3-5-1- نظریات انسان‌محورانه50
2-3-5-2- دیدگاه زیست (حیات) محورانه51
2-3-5-3- دیدگاه زیست‌بوم محوری52
2-3-6- دیدگاه‌های مطرح در مطالعات محیط زیست53
2-3-6-1- اکولوژی53
2-3-6-2- عدالت زیست محیطی54
2-3-6-3- هنر محیطی55
2-3-6-4- جامعه‌شناسیِ محیط زیست57
فصل سوم: بررسی و تطبیق دیدگاه‌های لین وایت و سیدحسین نصر
3-1- مقدمه61
3-2- دیدگاه لین وایت63
3-2-1- زندگینامه و خاستگاه فکری لین وایت63
3-2-1-1- مهمترین آثار لین وایت66
3-2-2- ترجمه مقاله وایت67
3-2-2-1- زمینه‌های تاریخی بحران زیست محیطی ما67
3-2-3- تحلیل محتوای مقاله85
3-2-3-1- مقدمه85
3-2-3-2- ادعای اصلی94
3-2-3-3- برهان و مستندات102
3-2-3-4- نتیجه‌گیری از دیدگاه وایت103

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-3- دیدگاه سیدحسین نصر108
3-3-1- زندگینامه و خاستگاه فکری نصر109
3-3-2- دیدگاه نصر در مورد رابطه دین و محیط زیست114
3-3-2-1- بررسی و تحلیل کتاب‌های انسان و طبیعت و دین و نظم طبیعت114
3-3-2-2- مدعای اصلی نصر118
3-3-2-3- برهان و مستندات نصر122
3-3-2-4- نتیجه‌گیری132
3-4- نقد و بررسی و تطبیق کلی دیدگاه‌های نصر و وایت135
فصل چهارم: نتیجه‌گیری
4-1- جمع‌بندی160
4-2- پیشنهادها و راهکارها170
فهرست منابع174
پیوست182

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
تحولات و روندهای اجتماعی معاصر- فرایند توسعه، گسترش شهرنشینی و صنعتی شدن- جهان پیرامون ما را دگرگون ساخته است. بر اساس تخمینهای علمی (پویمن، 1384: 16)، بیش از صد هزار سال است که انسان روی زمین زندگی میکند. با این حال، در طول کمتر از 200 سال گذشته، انسانها توانستهاند سراسر فضای زیست را به گونهای جدی تغییر دهند. این تغییرات، پیامدهای زیست محیطی نگران کنندهای در پی داشتهاند، به گونهای که “امروزه ما در وضعیتِ بحرانی بیسابقهای به سر میبریم. مردم اعصار دیگر، به یقین همان قدر دچار قحطی گسترده، آشفتگی اجتماعی و جنگ ویرانگر بودهاند که ما هستیم. لیکن تنها در روزگار ماست که بقای آدمی و نیز جانداران دیگر، در معرض تهدید قرار گرفته است. مسمومیت آب و هوا، ویرانی جنگلها که وجودشان نقش حیاتی دارد، تخریب جبرانناپذیر خاک و شبح جنگ هستهای و شمار زیاد مسائلِ اکولوژیکی، جهان را تهدید میکنند.” (وولف، 1386: 33). همچنین، مسائلی نظیر تغییرات جهانی آب و هوا، متأثر از فعالیتها و دستاوردهای انسانی میباشد. از این رو، فعالیتهای بشر تأثیرات مخربی بر اتمسفر زمین داشته است. بر این اساس، ضرورت اقدام جهانی برای پاسخ به مسائل زیست محیطی اجتناب ناپذیر میباشد (به نقل از سینگر، 48:1388).
از حدود دو سه دهه پیش است که توجه به نقش دین در موضوع محیط زیست اهمیت یافته است. این توجه با درنظرگیری قدمت دین در طول تاریخ و نیز آموزههای مندرج در متن دین و تأثیر آن در زندگی انسان بوده است. در میان پژوهشها و تحقیقات صورت گرفته در مورد نقش دین، ارجاعات فراوانی به مقالهی لین وایت به چشم میخورد. مقالهای که به بررسی ریشههای تاریخی بحران محیط‌‌زیست پرداخته است. لین وایت، تعامل و رابطه انسان با طبیعت را بسته به نگرش و جهانبینی انسان می‌دانست. به باور او این نگرش و جهانبینی، برآمده از فرهنگ و دین است. او با بررسیِ اجمالیِ سبک زندگی انسان در طول دورانها – بهخصوص دوران وسطا و رنسانس- و نیز عوامل شکلدهندهی بحران، رابطهی انسان با طبیعت را مخرب ارزیابی نمود. از آنجا که باور انسانها شکلدهندهی رفتار آنها با محیط زیستشان است، ریشه این تخریب را در باور به آموزهی یهودی – مسیحی قلمداد نمود. این باور که خداوند همه خلقت را تنها برای اهداف انسانی آفریده و انسان که به صورت خدا آفریده شده است بر سایر موجودات برتری دارد و میتواند به مقتضای غایات خود طبیعت را به استثمار کشد. وایت، بحران موجود را یک مسأله دینی میداند بنابراین راهحل وضعیت موجود را هم دینی میداند؛ یعنی این دین است که میتواند محیط زیست را از بحران نجات دهد. رویآوری به دینی جدید و یا بازیابی دین قدیم راهحلی است که وایت ارائه مینماید ((White, 1967: 1206.
سیدحسین نصر، از جمله صاحبنظران برجسته در خصوص نقش دین در بحران محیط زیست و از نخستین افرادی است که به مسأله محیط زیست از زاویهای نو نگریسته است. ارجاعات به نصر در دائر?المعارف دین و طبیعت به ویراستاری تیلور و نیز توجه به پیامهای زیستمحیطی وی، نشانگر اهمیت دیدگاههای او در خصوص دین و بحران محیط زیست است. دیدگاه نصر در خصوص بحران فعلی بر این است که تا وقتی به ریشهها و مبانی نیندیشیم کاری از پیش نمیرود. بنابراین او نیز همچون وایت نگرش انسان را در مواجهه با طبیعت مهم میداند. نصر هم، به بررسی عوامل ظاهریِ شکلدهنده بحران پرداخته است با این تفاوت که براساس نتیجه تحقیقات او، بحران محیط زیست ریشه در بحران معنوی انسان دارد (Nasr, 2007). بحران معنوی نیز در اثر فقدان مابعدالطبیعه (علم قدسی یا علم به امر قدسی)1 و به تبع آن تخریب انسجام رابطه انسان و طبیعت، در غرب رخ داد. در حالیکه چنین دانشی در مشرق زمین به حیات خود ادامه داده است؛ بنابراین بر ضرورت رویآوری به سنتهای شرقی تصریح میورزد.
در پژوهش پیش‌رو دیدگاههای نصر و وایت انتخاب شده است زیرا که دیدگاه وایت به دیدگاهی کلاسیک و جهانی تبدیل شده است؛ یعنی بهعنوان منبعی برای بحث از مقوله دین و بحران محیط زیست. دیدگاه نصر نیز که اندکی پیش از وایت، مطرح شده است، اگرچه نسبت به دیدگاه وایت، از شهرت کمتری برخوردار است، اما در کتابها و کنفرانسهای جهانی در خصوص دین و بحران محیط زیست مطرح شده است. هر دو دیدگاه، توجه به ریشههای بحران را در حل آن ضروری میدانند و از این رو به بررسی ریشهها و مبانی بحران محیط زیست پرداختهاند.
نصر نیز مانند وایت ریشههای بحران محیط زیست، را دینی میداند، اما با این تفاوت که دوری از باورهای دینی و به کار نبستن آن است که موجب بحرانی شدن وضع موجود است نه خود دین. در حالیکه از نظر وایت، برخی آموزههای دینی موجب نگرش مخربانه به طبیعت و ظهور بحران شده است. با این حال بنابر هر دو دیدگاه راهحل بحران در رجوع به دین است.
رویکرد اصلی این پژوهش، بررسی و تبیین دیدگاههای لین وایت و سیدحسین نصر در مورد نقشی است که دین در بحران محیط زیست ایفا میکند. علیرغم شهرت دیدگاه لین وایت به نقش منفی دین در بحران محیط زیست و واکنشهای مختلف به این دیدگاه، بررسی دیدگاههای وایت و نصر، حکایت از این دارد که دین نه تنها مخرب نیست بلکه برای حفظ محیط زیست و هماهنگی با طبیعت باید زیستی مبتنی بر دین داشت.
1-2- طرح مسأله
برای پاسخ به این سؤال که چرا انسان با مسأله بزرگ زیست محیطی روبرو شده است، کرون (1390: 259-257)، چهار دلیل اصلی برمیشمارد. دلیل عمده اول مربوط میشود به شِش میلیارد جمعیتِ روی کره زمین که همهی این جمعیت به غذا، آب، پوشاک و سرپناه احتیاج دارند. بنابراین، داشتن جمعیت زیاد روی زمین و داشتن جمعیت زیادی در جوامع توسعه یافته که سطح بالای زندگی آنها وسایل و تجهیزاتی بر احتیاجات ضروری اضافه نموده، به معنای آلوده شدن زمین و خطر اتمام منابع اصلی خواهد بود.
دلیل عمده دوم این است که انسان از نوع زندگی کشاورزی به زندگی صنعتی روی آورده است که همه انواع محصولات را برای مصرف تولید میکند؛ برای تولید این محصولات از مقدار زیادی منابع استفاده نموده و رودخانهها و هوا را، با آلایندهها، آلوده کرده است. تولید محصولات بیشتر برای به دست ‌آوردن سود بیشتر، استفاده بیشتر از منابع و به دنبال آن آلوده کردن هرچه بیشتر محیط زیست را در پی داشته است.
دلیل عمده سوم ایدئولوژیای است که در جوامع توسعه یافتهی سرمایهداری خلق شده و هرچه بیشتر به وسیله رسانههای ارتباط جمعی گسترش یافته است؛ ایدئولوژیای که میگوید مردم خواستار سطح بالا و همیشگی زندگی مادی هستند. سطح بالای زندگی مادی یعنی تولید بیشتر اجناس مادی و در نتیجه، یعنی استفاده بیشتر از منابع برای تولید بیشتر محصولات که در نهایت اتمام سریعتر منابع را در پی دارد. هنگامی که این محصولات تولید و مصرف میشوند، علاوه بر بیشتر آلوده کردن آب و هوا و زمین، زباله‌های بیشتری تولید میشوند. در این سبک زندگی، مقدار زیادی از منابعِ جهان برای داشتن و به دست آوردن استاندارد بالای زندگی مادی استفاده میشود. همچنین، مقدار زیادی آلودگی، برای داشتن چنین سبک زندگیای تولید میشود. در حالی که ایدئولوژی مزبور برای جبران خسارتهای یاد شده، ایدهای ندارد.
چهارمین علت عمده مسائل زیستمحیطی این است که مردم کشورهای درحال توسعه، زندگی راحت افراد در کشورهای توسعه یافته را میبینند و میخواهند امکاناتشان را به سطح زندگی آنها برسانند. یک ایدئولوژی جدید جهانی خلق شده است که بر اساس آن مردم که جمعیتشان نیز در حال افزایش است، سطح زندگی مادی بالایی را انتظار دارند. بنابراین به نظر میرسد با این فشار رو به تزاید برای تولید بیشتر کالا و خدمات، برای داشتن زندگی بهتر برای بیش از شِش میلیارد نفر، بشر همچنان با مسائل زیست محیطی، در حال حاضر و در آینده نزدیک روبرو خواهد بود.
در رشتههای علمی، پارادایمها و رویکردهای نظری متعددی برای پاسخ به بحران محیط زیست مطرح شدهاند. یکی از رویکردهای موجود در این خصوص، رویکرد فلسفی به این موضوع است که بحران محیط زیست را بحران اخلاقی و الاهیاتی میداند. در این رویکرد بر نقش دین برای پاسخ به مسائل محیط زیست تأکید شده است. بر اساس این دیدگاه به نظر میرسد راه حلِ بحران محیط زیست راه حلی الاهیاتی و فلسفی میباشد. دیدگاه یاد شده تصریح میکند که رویکردهای برآمده از علوم تجربی، نمی‌توانند پاسخ مناسبی برای مسائل محیط زیست ارائه دهند. زیرا مهمترین دلایل مربوط به تخریب محیط زیست، ریشه در جهانبینی گسترشیافته غربی دارد.
دیدگاهی که نقش جهانبینی و دین برای پاسخ به بحران محیط زیست را مطرح میکند، اشاره به اهمیت تأثیر نگرشهای انسان بر زندگی روزمرهاش دارد. زیرا، دین و آموزههای دینی در شکلدهیِ نگرش انسان مؤثر میباشند. بر این اساس، بحرانهای پیش رویِ انسان امروزین و به طور خاص بحران محیط زیست، ریشه در بحران معنوی دارند. بنابراین میتوان راه حلِ مسائل زیست محیطی را در نگرش انسان و در دین، جست و جو نمود.
دیدگاههای متعددی توسط اندیشمندانی چون سیدحسین نصر، لین وایت2، ‌توین بی3،‌ ریچارد فولتز4، ‌مری توکر5، توماس بری6، براون تیلور7، لوئیس مانکریف8و دیگران در ارتباط با نقش دین در پاسخ به بحران محیط زیست و نیز در رابطه با تأثیرگذاری – مثبت یا منفی- دین بر محیط زیست‌، مطرح شده است. در پژوهش پیش رو، با استفاده از دیدگاههای نصر و وایت، نقش دین در بحران محیط زیست بررسی می‌شود.
نصر (1312 ه ش) در زمرهی متفکرانی قرار دارد که قائل به نقش مهم و مؤثرِ دین در حل بحران محیط زیست میباشد. نصر (2007)، بر این باور است که بحران محیط زیست، بحرانی معنوی است. بنابراین برای پاسخ به بحران محیط زیست باید راهحل معنوی یافت و این راه حل را باید در دین جست‌و‌جو نمود.
وایت (1987-1907م)، متخصص تاریخ قرون وسطا و استاد برجستهی دانشگاههای پرینستن9، استنفورد10 و کالیفرنیای امریکا11، در سال 1967 با انتشار مقالهی “ریشههای تاریخی بحران زیستمحیطی معاصر ما”12، سنت یهودی- مسیحی را مسئول معضلات زیستمحیطی کنونی اعلام نمود”. به نظر وی تأکید فراوان این ادیان بر غلبه خداوند بر طبیعت و همچنین سلطه انسان بر طبیعت، منجر به تحقیر طبیعت شده و در نتیجه تخریب محیط زیست بهخاطر اهداف منفعتطلبانه بشر رخ داده است. از این رو، با مطالعه جهانبینیهای این ادیان در مییابیم که آنها اخلاقیاتی انسانمدار را بنا نهادهاند. بنابراین، طبیعت از دیدگاه این ادیان در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
مقاله وایت (1967)، بحث برانگیز بود و واکنشهای مختلفی در پی داشت. به دنبال مقالهی او، نقدهای تندی (داتی، 1981)، علیه ادیان ارائه شد. دیدگاههای دیگر (اتفیلد، 1983؛ مک فاگ، 2008)، با متمایز کردن دین از ادیان، مسیحیت و یا ادیان دیگر را مسئول مسائل زیست محیطی دانستند. در عین حال، بخشی از پژوهشها (ادواردز، 2006؛ اِلسپث13، 1993) مدعیات وایت در ارتباط با مسیحیت و ادیان توحیدی را تهمت تلقی نموده و به دفاع از عقیدهی خویش پرداختند. لازم به ذکر است تلاش برای پاسخ به دیدگاههای وایت، زمینه درک اهمیت مسائل محیط زیست را در میان اندیشمندان دینی گسترش داده است. با این حال، شاید بتوان گفت مقالهی وایت مقدمهای برای توجه و تأمل در ارتباط با تأثیر دین بر حفظ یا تخریب محیط زیست بوده است.
دلیل انتخاب دیدگاههای یاد شده، رویکرد به ظاهر متضاد ولی در باطن مشابه آنها در ارتباط با تأثیر دین بر بحران محیط زیست میباشد. این پژوهش با فرض اشتراک نظر نصر و وایت در دینی بودنِ ریشه‌ی بحران محیط زیست، به تبیین اندیشه آنها میپردازد. همچنین، این پژوهش به بررسی وجوه شباهت و افتراق هر دو دیدگاه در زمینه دین و بحران محیط زیست پرداخته است. شایان ذکر است، بررسیهای انجام شده گویای آن است که تاکنون بررسی تطبیقی دیدگاههای سیدحسین نصر و لین وایت در باب دین و بحران محیط زیست صورت نگرفته است.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
در حال حاضر به دلیل تداوم بحرانهای زیست محیطی، دیدگاه جهانی نسبت به دین تغییر یافته و به عنوان یکی از عوامل مؤثر در کاهش معضلات زیستمحیطی مورد توجه قرار گرفته است. اکنون بسیاری از طرفداران محیط زیست بر این اعتقادند که “سیاست زیستمحیطیِ” کارآمد، نیازمند جامعیت و حمایتهای دینی و اخلاقی است؛ چرا که در تعالیم ادیان اسلام، یهود، مسیح، هندو، زرتشت و سایر ادیان، احترام به طبیعت و همهی عالم وجود، به عنوان یک اصل اخلاقی مورد توجه و عنایت است (کیس، 1379).
در باب اهمیت تأثیر دین بر بحران محیط زیست، ‌علاوه بر کتابها و مقالات منتشره، کنفرانسها و مؤسسات بینالمللی نیز تشکیل شده است که از آن جمله میتوان به مؤسسه WWF14 اشاره نمود که قائل به تأثیر آموزش باورهای دینی در حفاظت از محیطزیست است. با توجه به مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفتهاند، به نظر میرسد دین در رفع بحران محیطزیست مؤثر خواهد بود. بر این اساس با درک ضرورت توجه به مسأله محیط زیست و شناخت پاسخِ دین به این مسأله، در پژوهش پیش رو، پاسخ دین به بحران محیط زیست در دیدگاههای نصر و وایت مورد بررسی قرار میگیرد.
اهمیت پرداختن به دیدگاههای نصر و وایت از این رو است که دیدگاه اندیشمندان یاد شده در مورد بحران محیط زیست و نیز ارتباط دین با بحران محیط زیست، مورد توجه سایر اندیشمندان قرار گرفته است. به عنوان نمونه در مباحثِ مربوط به بحران محیط زیست و نیز در پژوهشهایی که رابطه دین و بحران محیط زیست را مطالعه نمودهاند، همواره به اندیشههای وایت اشاره شده است و ارجاعات متعددی به مقالهی تاریخیِ وایت (1967)، داده میشود. از آنجا که دیدگاههای مزبور در تبیین رابطه دین و بحران محیط زیست، دارای اهمیت میباشند و در عین حال، دیدگاههای یاد شده بصورت تطبیقی بررسی نشده‌اند و نقاط اشتراک یا افتراق آنها مشخص نشده است، مطالعه تطبیقی دیدگاههای مورد نظر، ضرورت یافته است.
در ارتباط با دیدگاه وایت سؤالاتی وجود دارد که مباحث مختلفی را در موافقت یا مخالفت با دیدگاه او برانگیخته است. از این رو به نظر میرسد دیدگاه وایت به درستی تبیین نشده است، بر این اساس پرداختن به دیدگاه یاد شده ضرورت مییابد. در عین حال، تبیین مبنای فکری و دیدگاه هر دو اندیشمند میتواند روش مناسبی برای ارائه یک دیدگاه جامع در ادبیات دین و محیط زیست باشد. بررسی تطبیقی دیدگاههای یاد شده درک تازهای از رابطه دین و محیط زیست فراهم میآورد.
1-4- پرسشهای تحقیق
الف) پرسش اصلی
پرسش اصلی در پژهش پیش رو این است که در دیدگاه سیدحسین نصر و لین وایت، نقش دین در بحران محیط زیست چگونه است؟
ب) پرسشهای فرعی
1. براساس دیدگاههای نصر و وایت، جهانبینی دینی در حفظ یا تخریب محیط زیست چه نقشی داشته است؟
2. آیا دیدگاههای نصر و وایت دارای یک منشا فکری میباشند؟
3. دیدگاههای نصر و وایت چه اشتراک یا افتراقهایی دارند؟
4. آیا در دیدگاه وایت، بحران محیط زیست معلول جهان بینیدینی است؟
5. آیا بحران زیست محیطی- آنطور که وایت آن را ریشه تاریخی بحران زیست محیطی میداند- تابعی مثبت ازجهانبینی دینی است؟
6. دیدگاههای رقیب در پاسخ به دیدگاههای نصر و وایت، رابطه دین و محیط زیست را چگونه ارزیابی نمودهاند؟
1-5- فرضیه تحقیق
سیدحسین نصر و لین وایت، در زمینه بحران محیط زیست دیدگاههای مهمی ارائه نمودهاند و آنچه دیدگاههای آن دو را برجسته ساخته، توجه به نقش دین در بحران محیط زیست است. فرضیه پژوهش بر این است که دین در رفع بحران محیط زیست نقش مثبت دارد.
1-6- روش پژوهش
1-6-1- تعریف نظری
این پژوهش مبتنی بر روش کیفی- توصیفی، درصدد است تا با توجه به مهمترین مفاهیم بهکار رفته در نظریات وایت و نصر، گزارههایی را برای تطبیق و نتیجهگیری استنتاج نماید. در این روش تلاش میشود بدون درگیر شدن با تحلیلهای کمّی، محتوای مقالات با رنگ و بویی هرمنوتیک تحلیل شود.
1-6-2- روش تحقیق و جمعآوری دادهها
دادهها به روش کتابخانهای جمعآوری شدهاند. مراحل جمعآوری دادهها به شرح زیر میباشند:
1. مطالعه مقدماتی: براساس طرح از پیش تعیین شده، منابع مختلف مطالعه شدند.
2. فیشبرداری: یادداشتبرداری از منابع دست اول و معتبر صورت گرفته است. در عین حال، تحقیقاتِ مشابه و مرتبط با سؤالات تحقیق، نیز بررسی شدند
3. تنظیم و دستهبندی: فیشها براساس بخشها و فصلها مرتب شدند.
4. تحلیل: در نهایت دادههای به دست آمده بر این مبانی استوار گشته است: 1) بررسی و توصیف دیدگاههای نصر و وایت با تأکید بر مقالهی وایت و آثار زیستمحیطیِ نصر- کتابهای دین و نظم طبیعت و انسان و طبیعت- که البته برای فهم بهتر دیدگاهِ او به سایر کتابها و مقالات و گزارشهای وی نیز مراجعه شده است؛ 2) گزارشی مختصر از دیدگاههای مخالف و موافق آن دو (بازتابی که دیدگاههای مذکور داشته است)؛ 3) تکیه بر مفاهیمِ کلیدیِ نصر و وایت در ارتباط با عاملیت دین در حفظ یا تخریب محیط زیست و تحلیلِ دیدگاههای آن دو؛ 4) یافتن موارد مشابه و مخالفِ دو دیدگاه و به عبارتی تطبیق دیدگاهها؛ 5) جمعبندی و نتیجهگیری از دادههای پژوهش انجام گرفته است.
1-6-3- روش تجزیه و تحلیل دادهها
پژوهش پیش رو، ابتدا با بکارگیریِ “روش توصیفی”15 که هدف از انجام این نوع پژوهش، توصیف خصوصیات یک موقعیت یا موضوع است، با توجه به نظرات سیدحسین نصر و لین وایت، 1) به جمعآوریِ اطلاعات از موضوع دین و بحران محیط زیست؛ 2) شناسایی و بررسی مسأله یاد شده و 3) مقایسه و ارزشیابی مسأله از دیدگاه نصر و وایت پرداخته است. همچنین، مفاهیمِ کلیدیِ بکارگرفته شده در آثار آنها از قبیل مدعیات، براهین و مستنداتشان، استخراج شده و سپس بنابر دادههای حاصل از آن، نتیجهگیری صورت گرفته است.

1-7- اهداف تحقیق
هدف از انجام این پژوهش بررسی و توضیح دیدگاههای لین وایت و سیدحسین نصر در باب نقش دین در بحران محیط زیست و تطبیق و مقایسه این دو دیدگاه است.
این پژوهش، در پی دست یافتن به دو هدف – بنیادی و کاربردی- میباشد. هدف نخست ارائه یک پژوهش نظری درباره رابطه دین و محیط زیست بوده است که برای نخستین بار بصورت تطبیقی به دو دیدگاه ظاهراً متضاد در این زمینه میپردازد. ارائه این پژوهش در میان منابع کتابخانهای و نیز احتمالاً چاپ آن، میتواند در دسترس نبودن یک متن نظری – در ایران – در رابطه با موضوع تحقیق را، تا اندازهای برطرف نماید.
هدف دوم، توجه به نقش مؤثر دین در برنامه سیاستگذاران و دست اندرکاران برای پیشگیری و یا حل بحران زیست محیطی در ایران میباشد. ایران کشوری با حکومتی دینی است و در ساختار حکومتی ایران خوشبختانه سازمان حفاظت از محیط زیست جای گرفته است. این پژوهش به همه کسانی که برای پاسخ به مسائل زیست محیطی تلاش میکنند، نشان میدهد که آموزههای دینی در ایجاد انگیزه و روحیه حفظ محیط زیست میتواند نقش مثبتی داشته باشد. برای حفظ محیط زیست در ایران نیز میتوان از طریق اعتقادات دینی مردم زمینهسازی نمود.

فصل دوم
مبانی نظری و چارچوب مفهومی تحقیق
2-1- مقدمه
هر کار تحقیقی بایستی در راستای تحقیقات قبلی و ادامه دهنده و تکمیل کنندهی آنها باشد. زیرا، هر تحقیقی در یک پیوستار جای میگیرد به این معنی که از کارهای تحقیقی قبلی اثر میپذیرد و بر کارهای تحقیقیِ بعدی اثر میگذارد. بنابراین آشنایی با کارهای تحقیقاتیِ قبلی که دربارهی موضوع مشابه صورت گرفته و دانستن وجوه مشابهت و مفارقت تحقیق حاضر با آنها ضروری به نظر میرسد.
در فصل دوم، تحقیقات و مطالعات نظریِ مرتبط با سؤال تحقیق، که توسط اندیشمندان جهان انجام گرفته است، معرفی میشوند. توجه به مبانی نظری و مفاهیمی که در این راستا به کار رفته است، برای درک بهتر دیدگاههای مورد بررسی در پژوهش پیش رو، لازم و مفید به نظر میرسد. در ارتباط با مفاهیم محیط زیست، دین، معنویت، بحران محیط زیست و مفاهیم مرتبط با آنها، پژوهشهای متعددی انجام گرفته است. در این فصل پژوهشهایی که در دسترس بودهاند و نیز ارتباط بیشتری با سؤالات تحقیق دارند، معرفی میشوند.
2-2- پیشینه تحقیق
2-2-1- پیشینه داخلی
در رابطه با موضوع پژوهش پیش رو، یعنی “بررسی تطبیقیِ” دیدگاههای نصر و وایت پیرامون رابطه دین و بحران محیط زیست، تاکنون تحقیق مشابهی – اعم از پایان نامه، کتاب و مقاله – صورت نگرفته است. لیکن پژوهشهای داخلی که به بررسی رابطهی دین و محیط زیست پرداختهاند، تا حدودی به دیدگاههای نصر و وایت ارجاع دادهاند و دیدگاههای آنها را متناسب با موضوعِ پژوهششان، معرفی یا نقد و بررسی نمودهاند. در اینجا مهمترینِ آنها معرفی میشوند.
امینزاده16، در پژوهش خویش با اشاره به دلایل مختلف بحران محیط زیست، مهمترین دلیل این بحران را توجه ننمودن به ابعاد معنوی رابطه انسان و محیط زیست معرفی نموده است. هدف از پژوهشِ یاد شده، بررسی علل بیتوجهی تمدن معاصر به جنبههای معنوی محیط زیست میباشد. علاوه بر آن نقش دین در سیاستهای محیطی و لزوم شناخت هرچه بیشتر آن در کنترل و حل بحرانهای زیست محیطی را از طریق تبیین رابطه انسان – محیط مورد توجه قرار داده است. تفاوت ماهوی انسانمحوریِ ادیان الهی با انسانمحوریِ منبعث از فلسفه مدرن، با تمرکز بر جهانبینی اسلام مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش یاد شده با بررسی تأثیر جهانبینیِ انسانمدار معاصر بر روند تخریب طبیعت نشان میدهد که علمگرایی محض و سلطهگرایی بر طبیعت بدون توجه به پیامدهای آن، بحران فعلی را بهوجود آورده است. یافته‌های پژوهش مزبور نشان میدهد ارائه راهحل بدون توجه به اخلاق و معنویت، برای تغییر و ترمیم رابطه انسان و طبیعت، امکانپذیر نمیباشد. بر این اساس میتوان با مبنا قرار دادن ارزشهای دینیِ مشترک بهعنوان زیربنای سیاستهای محیطی و ارزیابی جامعی از رابطه انسان- محیط، به اصول مشخصی در ارتباط با نحوهی برخورد با طبیعت دست یافت.
محقق داماد17، در پژوهشی با عنوان “الاهیات محیط زیست” راز ناموفق بودن تلاشهای گسترده در خصوص حفظ محیط زیست را در رها کردن علت و دنبال کردن معلول میداند. وی ریشهی اصلی بحران محیط زیستِ معاصر را در نگاه و تفسیر انسان از محیط زیست طبیعی میداند. نگرش انسان مدرن بر پایهی علمباوریِ افراطی، عامل عمده تباهی محیط زیست است. پژوهش یاد شده، این باور که تعالیم ادیان توحیدی در ایجاد بحران زیستمحیطی مؤثر بودهاند را اتهامی بیش نمیداند، از این رو سعی دارد نشان دهد که راه برون رفت از بحران مزبور درتعالیم آسمانی است. بر این اساس، نقش تعالیم دینی و بطور گستردهتر نقش تعالیم ادیان توحیدی را در حفظ محیط زیست تبیین میکند. یافتههای پژوهش یاد شده نشان میدهد علوم جدید با فاصله گرفتن از نگاه معنوی (فرامادی)، رابطهی انسان با طبیعت را به بحران کشاندهاند. علاوه بر این، متکلمان، فلاسفه و عالمان دینی، به دلیل ارائه ندادن ایدههایی در زمینه الاهیات زیستمحیطی، عرصه را برای دنیوی شدنِ کامل طبیعت خالی گذاشتند. بنابراین ارائه دیدگاههای غیرمادی و تقویت نگرشهای روحانی و معنوی به طبیعت است که میتواند ویرانیهای حاصله از نگرش مادی را برطرف نماید. افزون بر این، نه تنها ارزشهای دینی بلکه مطالعه و اصلاح باورهای فرهنگیِ مردم هر منطقه میتواند بهعنوان راهکارهای عملی حفظ محیط زیست در سطح جهانی مطرح شوند.
رحمتی18، در پژوهش خویش به بررسی نسبت دین و محیط زیست پرداخته است. به باور وی رابطهی دین و محیط زیست یک رابطه روانشناسانه میباشد و نمیتوان یک رابطه علّی میان آنها یافت. یافتههای پژوهش یاد شده نشان میدهند باورهای دینی بر رفتارهای زیستمحیطی در سطح فردی و اجتماعی مؤثر است. از این رو برای برقراری ارتباط میان دین و محیط زیست در دنیای معاصر، به حلقه واسطی چون اخلاق زیست‌محیطی نیاز است. مراد از چنین رابطه‌ای این است که دیدگاه دینیِ شخص لزوماً در نوع رفتار و رویکرد او نسبت به محیط زیست تأثیر بگذارد و رفتار و رویکرد افراد یا جوامع نسبت به محیط زیست، بازتاب موضع دینی آنان باشد. در نهایت برای تعیین علت یا عللی برای بحران محیط زیست، باید در جایی غیر از دین و اعتقادات دینی به جست‌و‌جو پرداخت. در واقع ریشهی بحرانهای زیست محیطی در مسائلِ برآمده از تغییرات اجتماعی دوران معاصر است.
بهرامپور19 در پژوهش خویش، به بررسیِ رابطهی دین و محیط زیست پرداخته است. با وجود ارائهی اطلاعات کلی در باب بحران محیط زیست و اشاره به ریشههای این بحران، عمدهی تمرکز پژوهش، بر موضوعِ “اخلاق محیط زیست” و نیز “طبیعت در ادیان” است بدین معنا که به هماهنگیِ آموزههای ادیان با طبیعت پرداخته است یعنی با ذکر ادیان رایجِ جهان، به رهنمونها و تعالیمِ این ادیان درباب طبیعت و حفظ محیط زیست اشاره شده است. براساس نتایج این پژوهش، بحران محیط زیست ریشه در تفکر و عملکرد مدرن داشته است و این بحران، بحرانی معنوی و اخلاقی است و راه مقابله با بحران، تغییر رفتار انسان (تغییر مبنایی) نسبت به طبیعت و محیط است. از همین رو وجود اخلاق زیست محیطی که این هدف بر اساس هنجارهای آن تأمین میشود ضروری است.
ایزدی20، در پژوهش خویش با استفاده از روش اسنادی، به بررسی رابطهی فلسفه و اخلاق با محیط زیست پرداخته است. برای این منظور بنیادهای شکل دهنده مسائل زیستمحیطی و بحران رو به رشد آن را با اشاره به چیستیِ بحران محیط زیست که امروزه ادعای بحرانی بودن آن مطرح میباشد، تبیین نموده است. یافتههای پژوهش یاد شده نشان میدهد، پیریزی اخلاق براساس همان بنیادهایی که سبب بروز بحران شده است، نه تنها مفید و مؤثر نمیباشد بلکه منجر به بروز معضلات بیشتری خواهد شد. به باور وی، قبل از هر برنامهریزیِ اخلاقی باید آموزش انسان متحول شود.
عزیزی21، در پژوهشی میانرشتهای با بررسی علوم قرآن، حدیث، فلسفه، محیط زیست و با تمرکز بر اخلاق زیستمحیطی و نیز دین اسلام – از آنجا که دینی همه جانبه است و به مسائل زیست محیطی توجه ویژه دارد- درصدد کشف ارتباط دین و اخلاق، اخلاق، فلسفه و محیط زیست برآمده است. هدف از این پژوهش، معرفیِ نظرات اسلام و شریعت پیامبر خاتم، برای پاسخ به بحران محیط زیست بوده است. براساس یافتههای این پژوهش، اخلاق، بهترین راه حل برون رفت از بحران زیستمحیطی کنونی معرفی شده است. همچنین پژوهش یاد شده تعالیم اسلامی را بهعنوان یک الگوی جامع پیشگیری از مسائل زیست محیطی و نیز حفظ و آبادانی محیط زیست معرفی نموده است.
بیدهندی و همکاران22، در پژوهش خویش با تحلیل آموزه‌های موجود در ادیان توحیدی، نقش آموزههای دینی در حل بحران زیستمحیطی را بررسی نمودهاند. هدف از پژوهش یاد شده پاسخ به این سؤال میباشد که نقش انسان در ایجاد فساد و شر، اعم از طبیعی یا مابعدالطبیعی، چگونه بوده است. یافتههای پژوهش مزبور نشان میدهد که دین با گسترش اخلاق زیستمحیطی و ارائه الگوهای ارتباط با محیط زیست، طبیعت را برای همیشه از نابودی نجات خواهد داد. زیرا براساس آموزههای دینی، طبیعت موجودی زنده و مقدس است. درعین حال، با نگاهی کلنگر و سیستمی نه تنها طبیعت در تقابل با بخش دیگر از هستی یعنی انسان قرار نمیگیرد بلکه جزئی از وجود انسان تلقی میگردد. همچنین، استفاده و بهرهمندی از طبیعت نباید به استثمار و بهرهکشیِ ددمنشانه تبدیل گردد، بلکه ورود انسان به این بخش از هستی باید با نگاهی تعاملی صورت گیرد.
گرگیزاده23، در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، با طرح ضرورت اخلاق زیستمحیطی، ابعاد این ضرورت را از دیدگاه اسلام و اندیشمندان پس از رنسانس بررسی نموده است تا بتواند به رهیافت مناسبی برای پاسخ به مسائل زیست محیطی دست یابد. این پژوهش با بررسیِ آموزههای اسلامی و اندیشمندانِ پس از رنسانس و با فرض همهجانبه بودن تعالیم قرآن، نگاه اسلام را نگاهی نجاتبخش برای پاسخ به بحران زیستمحیطی میداند، در حالیکه دیدگاه اندیشمندانِ پس از رنسانس جامعیت و کفایت لازم را برای پاسخ به همهی مسائل زیست محیطی ندارند. یافتههای پژوهش مزبور نشان میدهد که اخلاق دینی و پایبندی به دستورات الهی، انسان و سایر موجودات را از بحران یاد شده نجات میدهند.
قاسمی24، در پژوهش خویش مسأله محیط زیست و پاسخ به آن را در دیدگاه سیدحسین نصر بررسی نموده است. براساس دیدگاه نصر، راهحلهایی که از علوم مختلف برآمده است در پاسخ به بحران محیط زیست مؤثر نمیباشند، زیرا خودِ این علوم زمینهساز بحران محیط زیست بودهاند. نصر برخلاف دیگر دانشمندان بهجای رویکردی علمی، رویکرد مابعدالطبیعی را برگزیده است. یعنی بررسی بحران زیست محیطی را در چارچوب یک سنت وحیانی دنبال نموده است. ارزیابی پژوهش یاد شده گویای آن است که نصر در رابطه با بحران محیط زیست و نقش دین در حل آن، استدلال و بیان روشنی نداشته است و در عین حال برای حل بحران ایدهای ارائه نکرده است. با این حال، با فرض پذیرش دیدگاه نصر، راهحل وی نیاز به زمان دارد درحالیکه بحران محیط زیست نیاز به راهحل فوری دارد. همچنین علیرغم پذیرش ضرورت الاهیات محیط زیست، باید توجه داشت که دیدگاه مزبور به تنهایی نمیتواند مشکلات دنیای مدرن را برطرف نماید.


پاسخ دهید