7.سلیمان بن عبدالملک بن مروان (96-99 ق.)25
8.عمر بن عبدالعزیز بن مروان (99-101 ق.)25
9.یزید بن عبدالملک بن مروان (101-105 ق.)25
10.هشام بن عبدالملک بن مروان (105-125ق.)26
11.ولید بن یزید بن عبدالملک بن مروان(125-126ق.)26
12.یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان (126 ق.)26
13.ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان (126 ق.)26
14.مروان بن محمدبن مروان (127-132ق.)26
عصر فرهنگی بنی امیه27
روابط معاویه با امپراتوری روم شرقی27
روابط خلفای اموی با روم شرقی (از زمان یزید تا عبدالملک)29
روابط امویان با روم شرقی (از آغاز خلافت عبدالملک تا سقوط بنی امیه)31
تأثیرات فرهنگی روم شرقی بر امویان38
بنى‌‌امیه در شأن نزول آیات39
فصل دوم: وهابیت54
سلفی گری55
مفهوم لغوی سلفی55
مفهوم اصطلاحی سلفی56
احمدبن حنبل رئیس خط سلفی گری57
عوامل تاریخی پیدایش خط سلفی گری58
سلفیه جدید (فرقه وهابیت)58
بنیانگذاران فرقه وهابیت59
الف) ابن تیمیه بنیانگذار فکرى وهّابیت59
ب) محمّد بن عبد الوهّاب61
زمینه فکری وهابیت (اسرائیلیات)63
واژه اسرائیلیات63
اسرائیلیات در کتاب‌های تفسیری و تاریخی64
واردکنندگان اسرائیلیات در فرهنگ اسلامی‌65
1. کعب الاحبار66
2. تمیم داری68
3. عبدالله بن سلام68
4. وهب بن منبه صنعانی69
عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیت71
1- تفرقه و پراکندگی مردم72
2- ضعف فرهنگی، دینی و اقتصادی سر زمین نجد74
الف- فقر و تبعیض76
ب- ضعف ایمان نسل جدید77
ج- نا آگاهی دین داران77
3- همکاری آل سعود78
4- سردادن شعار های مذهبی79
5- استفاده ابزاری از حرمیین شریفین81
6- استفاده از موسم حج83
7- حلال شمردن اموال مخالفین84
8- حمایت وپشتیبانی قدرت های استکباری84
9- تحمیل و اصرار عقیده87
10- انتشارات ضد شیعه89
11- در انحصار قرار دادن مراکز انتشاراتی و کتابخانهای90
الف)کتابخانه ها91
ب)مراکز انتشاراتی93
12. استفاده از ابزار رسانه ای (مطبوعات، رادیو، تلویزیون، خبر گزاری ها و سایت ها)94
فصل سوم: وجوه اشتراکات ‌بنی‌امیه و وهابیت97
اشتراکات وهابیت با خلفای بنی أمیه98
1) اهانت به أحکام دین و أعمال و اقوال کفر آمیز99
2- تحریف دین104
3)کشتار مسلمانان110
الف) زیاد بن ابیه110
ب)بسر بن ارطاه111
ج) حجاج بن یوسف ثقفی112
1-4)بنی أمیه و ایجاد تفرقه میان مسلمانان117
الف) تفرقه عقیدتی- مذهبی117
ب) تفرقه سیاسی118
ج) تفرقه قومی- نژادی118
2-4) وهابیت و ایجاد تفرقه میان مسلمانان119
الف)تبعیض در بُعد آموزش119
ب) تبعیض از بُعد دینی و اعتقادی120
ج) تبعیض فرهنگی121
د) تبعیض درتصدی و اجرای قانون122
ه) تبعیض اقتصادی122
5) بدعت گزاری124
الف) اذان گفتن در نماز عید (فطر و قربان)124
ب) ایراد خطبه عیدین پیش از نماز124
ج)حلال نمودن ربا125
د)تمام خواندن نماز در سفر125
ه) حذف “بسم الله الرحمن الرحیم” در نماز126
و) حذف تلبیه در مراسم حج127
6) ستیز با مسلمانان و دوستی با کافران133
7)سرسختی و لجاجت ورزی136
8-دشنام دادن امیرمؤمنان?140
نتیجه گیری145
منابع و مآخذ147
Abstract156

مقدمه
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می‌رود ممدحیات است و چون بر می‌آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید؟ کز عهده ی شکرش به درآید؟
اعملوا آل داود شکراً و قلیل و من عبادی الشکور.
نگرانی پیامبر اسلام? دربار? خلافت و سرنوشت امت اسلامی موجب شده بود تا از یک سو، بارها به معرفی جایگاه و اهمیت محبت اهل بیت? بپردازد و از آنان با تعابیری چون “امام”، “ولی”، “خلیفه” و ” ثقل جدایی ناپذیر از قرآن” یاد کند و از سویی دیگر با پیشگویی فتنه های قریب الوقوع، به افشاگری جریان های خط نفاق و گروه های انحرافی پرداخته، وظایف مردم را در این شرایط بحرانی به روشنی بیان کند، به راستی که سخنان این بزرگوار مبنی بر وجود جریان های خط نفاق و گروههای انحرافی یادآور این بیت حافظ است که می‌فرماید:
جنگ هفتادو دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدندحقیقت ده افسانه زدند
شاید به جرئت می‌توان گفت در میان این گروه ها “بنی أمیه” مخوف ترین فتنه ای بود که چهر? واقعی آن بیش از وفات رسول خدا? در عالم رؤیا به ایشان نشان داده شد.
رؤیایی که بعدها به خاطر غفلت مسلمانان، به حقیقت پیوست و کسانی بر منبر و محراب پیامبر بزرگوار حاضر شدند که هیچ لیافت و کفایتی در وجود آن دیده نمی شد به تعبیری دیگر بنی امیه در آن برهه از زمان مصداق این بیت حافظ بودند که می‌فرمود:
واعظان که این جلوه در محراب و منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کار دگر می‌کنند
بنابراین جهان اسلام نزدیک به یک قرن گرفتار فتنه ی بنی امیه شدند، و آن همان فتنه ای بود که امیر مؤمنان علی? نیز در دوره خلافتش از آن فتنه به “کور”، “تاریک” و”فراگیر” یاد می‌کرد و همگان را از آن برحذر می‌داشت. این پایان نامه که تلاش می‌کند علاوه بر شناساندن دو گروه بنی امیه و وهابیت به وجوه اشتراک آنها در اندیشه و افکار و عقاید و اعمال بپردازد مشتمل بر سه فصل است.
فصل نخست آن به تاریخ بنی امیه اختصاص دارد و با تعریف لغوی واژه بنی أمیه آغاز می‌گردد، سپس نسب بنی أمیه به اختصار توضیح داده می‌شود، بعد از آن تاریخ بنی أمیه از جاهلیت تا بعثت و نیز دوران قبل وبعد از پیامبر? و نیز دوران مصادف با خلافت امام علی? عرضه می‌گردد، در ادامه این مباحث تاریخچه ای از خلفای این دولت بیان می‌گردد و بعد از آن عصر فرهنگی بنی أمیه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، خاتمه این فصل با مبحث بنی أمیه در شأن نزول آیات صورت می‌پذیرد.
فصل دوم به فرقه ی وهابیت اختصاص داده شده است و با مفاهیم لغوی و اصطلاحی سلفی گری آغاز می‌شود بعد از آن به سلیفه جدید (وهابیت) پرداخته می‌شود و شرح حالی از بنیان گذاران فکری این فرقه ارائه می‌گردد، سپس از زمینه فکری این فرقه یعنی اسرائیلیات و وارد کنندگان آنها کسانی چون کعب الأحبار، تمیم داری، عبدالله بن سلام و وهب بن منبه صنعانی سخن به میان می‌آید و خاتمه این فصل به عوامل مؤثر در تبلیغات وهابیت که مهم ترین آنها ضعف فرهنگی، دینی و اقتصادی سرزمین نجد، همکاری آل سعود، استفاده از موسم حج و حمایت های قدرت های استکباری و…. می‌باشند، اختصاص داده شده است.
فصل سوم این پایان نامه به وجوه اشتراک دو گروه بنی أمیه و وهابیت از نظر اندیشه و أفکار و اعمال و کردار می‌پردازد و آنها را در چند عنوان از جمله: بدعت گذاری، تحریف، کشتار مسلمانان و… مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد در پایان نیز نتایج بدست آمده از تحقیق ارائه می‌گردد.
تعریف مسأله
فرقه وهابیت یکی از فرقه های نوظهور با عقبه ای از دوران یهود و بنی أمیه می‌باشد که امروزه اندیشه و افکار آنان دامن بسیاری از جوانان خام و بی تجربه را فراگرفته است. فلسفه پیدایش وهابیت، احیاء سنت دودمان بنی‌امیه بوده است، وهابیت به وجود آمده‌اند تا شعار بنی‌امیه را بتوانند در جامعه، احیاء کنند.تا آنجا که حتی به طور مثال نخستین کسی که سنت پیامبر? را در خصوص انگشتر به دست راست کردن، بدعت گذاشت، معاویه بود و او در مخالفت با پیامبر این بدعت را گذاشت و الان سلفی ها یا انگشتر به دست نمی کنند یا در دست چپ خود می‌کنند. یا در نماز بسم الله گفته نمی شود یا بسیار آرام گفته می‌شود و این را نیز معاویه بنا نهاد چرا که حضرت علی? با جهر بسم الله می‌گفت. فرقه وهابیت سخن جدیدی را نیاورده بلکه تفکرات عصر بنی امیه را پر و بال داده است و تمام هم خود را برای خاموش کردن نور اسلام وارد عرصه کرده است. همان طور که پیامبر? فرمود: بنی امیه هرگز مسلمان نشده و به ناچار تظاهر به این دین کردند و تاریخ بعدها نشان داد پس از فوت پیامبر? خاندان بنی امیه کفر باطنی خود را عیان کردند.
وهابیت برگرفته از تفکرات شخصیت هایی چون ابوسفیان، معاویه، حجاج بن ثقفی است که بغض و کینه نسبت به نام پیامبر? دارند و از اینکه در مأذنه ها نام رسول خدا? در کنار اسم خداوند می‌آید غضبناک می‌شوند.
محدود? تاریخی این تحقیق مشتمل بر دوران خلافت بنی أمیه و عصر معاصر است، در عصر حاضر فرقه وهابیت با نقاب أهل سنت در پی ایجاد تفرقه میان اهل سنت و شیعه است وهابیت و سلفی ها امتداد اموی ها بلکه احیاگر همان ها هستند که امروز در عربستان در دفاع از جنایات و عقاید معاویه و حجاج ابن یوسف کتاب چاپ می‌شود و در بازار مکه و مدینه در کنار قرآن به فروش می‌رسد؛ سلفی ها خود را مدیون آنها می‌دانند و پیروی از بنی امیه می‌کنند.لذا این نوشتار در صدد بیان اشتراکات ومتشابهات بین بنی امیه وفرقه وهابیت از منابع روایی اهل سنت وشیعه است و با توضیح روش وسیاست های اعتقادی وحکومتی بنی امیه به تطبیق آن با سیاست های اعتقادی ودینی وهابت می‌پردازد تا بتواند به خوانند ثابت نمایید که داعیه داران سلف اسلام کسانی جز ادامه دهندگان راه بنی امیه نیستند.
پیشینه تحقیق
پژوهشگران از جنبه های مختلفی به بررسی و ارزیابی این فرقه ی نوظهور همت گماشته اند لکن پرداختن به سرچشمه و منبع اصلی این فرقه کاری است که این پایان نامه تلاش می‌کند به معرفی و بررسی این سرچشمه که فتنه دوران معاصر را باعث شده است بپردازد.لذا به ازجمله فعالیتهای مستقل که در این زمینه صورت گرفته اشاره ای می‌شود
1) المحلی فی شرح المجلی
ابن‌ حزم‌ این‌ کتاب‌ را بر پایه فقه‌ شافعی و پیش‌ از گرایش‌ به‌ مذهب‌ ظاهریه تألیف‌ کرده‌ بود که‌ شرحی‌ است‌ بر المُجَلّی‌ نوشته دیگر خودش‌، متن‌ آن‌ همچنان‌ در ?? جلد در بیروت‌ منتشر شده‌ است‌. که بعضی از الگو گیری های وهابیت از بنی امیه را بیان نموده است.
2) کتاب تاریخ مدینهدمشق ابن عساکر
کتاب تاریخ مدینه دمشق و اخبارها و اخبار من حلّها، این کتاب در اصل پانصد و هفتاد جزء بود و نسخه جدید آن در هشتصد جزءبه چاپ رسیده که به تشریح تاریخ بنی امیه می‌پردازد.
3) “مفاهیم یجب أن تصحّح” (مفاهیمى که باید اصلاح گردد)
یوسف بن علوى کتاب “مفاهیم یجب أن تصحّح” را در نقد افکار و عقاید آن ها نوشت. او با لحنى مؤدّبانه و عالمانه (همان گونه که از نام کتاب پیداست) به نقد مهم ترین پایه هاى فکرى این گروه تندرو پرداخت و در همه جا بر آیات قرآن و احادیث پیغمبر اکرم? از منابع معتبر اهل سنّت تکیه کرد و به کتاب ها و منابعى استناد جست که وهّابى هاى تندرو نیز قادر بر انکار آن نبودند.
او به عنوان این که یک سلسله مفاهیم در مغز این گروه است که سبب تکفیر بسیارى از مسلمانان و اباحه نفوس و اموال آن ها شده و رشته وحدت را گسسته است، و باید این مفاهیم اصلاح گردد به میدان آمد، و به خوبى از عهده کار برآمد.
ولی آنچه این تحقیق را از باقی تحقیقات در این زمینه ممتاز میکند پرداختن به اشتراکات ومتشابهات وهابیت وبنی امیه به صورت مستقل در این تحقیق ونقدآنهابا استناد به روایات اهل سنت و تشیع با روی کرد عالمانه با استفاده از این منابع می‌باشد.
ضرورت تحقیق
از آنجا که فرقه ی وهابیت با معرفی کردن خود به عنوان اهل سنت یا شاخه ای از این مذهب خواهان فتنه انگیزی میان شیعه و اهل سنت می‌باشند ضروری می‌نماید که عقاید و أفکار آنان که بر گرفته از دوران یهود و بنی أمیه می‌باشد، شناسایی شود و به مقابله با افکار پلید آنها اقدام شود تا موجبات خدشه دار ساختن وجهه أهل سنت نگردند و جوانان را نیز منحرف نسازند.
هدف تحقیق
معرفی فرقه های وهابیت و بیان آراء و دیدگاههای آنان و وجوه اشتراک و اختلاف عقاید آنان با اهل سنت به منظور تمییز دادن آنان از اهل سنت، و نیز بررسی منشأ پیدایش این افکار و عقاید به هدف دوری از دام فتنه وهابیت از اهداف این تحقیق بشمار می‌آید.
سؤالات تحقیق
الف) سؤالات اصلی
وجوه اشتراک وهابیت با بنی أمیه در چیست؟
ب) سؤالات فرعی
1- فرقه بنی امیه چگونه فرقه ای است؟ بنیان گذاران و مروجان فرقه چه کسانی هستند؟
2- فرقه بنی امیه چگونه فرقه ای است؟ بنیان گذاران و مروجان فرقه چه کسانی هستند؟
3- مشترکات بنی امیه و وهابیت در چیست؟
فرضیه ها
الف) فرضیه‌های اصلی
1-عدم مقبولیت فرقه وهابیت و مغایرت داشتن أفکار و عقاید آنان با عقاید مذهب تسنن
2-راههای مقابله با افکار جاهلانه وهابیت
3-نقد دیدگاههای فرقه وهابیت از منظر اسلام
ب) فرضیه‌های فرعی
1-عدم مقبولیت فرقه وهابیت و مغایرت داشتن أفکار و عقاید آنان با عقاید مذهب تسنن
2-راههای مقابله با افکار جاهلانه وهابیت
3-نقد دیدگاههای فرقه وهابیت از منظر اسلام
روش انجام تحقیق
روش بحث کتابخانه ای و نیز مراجعه به سایت ها و وبلاگ های اینترنتی مرتبط با موضوع تحقیق می‌باشد.

فصل اول: بنی امیه
بنی امیه در لغت
لغت “بنی امیه” از دو بخش تشکیل شده است.
1- بنی (بنین): جمع ابن که در لغت عربی به معنی پسر است.1 و از ریش? بُنَی به معنی ساختن عمارت و بناست، نامیدن فرزند به ابن از این جهت است که پدرش او را ساخته است.2
2- امَیه: مُصَّغر اَمَه3و در لغت به معنی کنیز می‌باشد.4 (اُموی و اَمَوی هر دو صحیح است)5
“بنی امیه” در اصطلاح شاخه‌ای از خاندان قریش است که در سال 41 هـ . ق تا 132 هـ .ق بر سراسر جهان اسلام و از سال 138 هـ .ق تا 422 هـ . ق بر اسپانیا حکومت کردند.
جد بزرگ این خاندان “امیه بن عبد شمس”، جد مشترک عثمان بن عفان و معاویه بن ابی سفیان است، .6 وی همان امی? اکبر است و دربار? وی بیش از چند روایت مختصر چیزی در دست نیست.7
فرزندان امیه به دو گروه “اَعیاص” و “عنابِس” تقسیم می‌شوند:
عاص، ابوالعاص، عیص و ابوالعیص از این رو که در نامشان شباهت وجود دارد به “اعیاص” شهرت یافته‌اند، مروان بن حکم و فرزندانش از نسل اعیاص هستند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دست? دیگر به جهت مقاومت در نبرد عکاظ به “عَنْسَبه” یعنی شیر، مشهورند و به ایشان “عنابس” گویند، پدر ابوسفیان (حرب)، ابوسفیان و فرزندش معاویه از نسل عنابس هستند.8
نسب بنی اُمیه
از جمله فرزندان عبدمناف، جدّ سوم پیامبر بزرگ اسلام? یکی هاشم بود و دیگری عبدشمس.هاشم که بنی هاشم به او منسوبند، پدر عبدالمطلب است. عبدالمطلب دوازده پسر داشت که کوچکترین آنان به نام عبدالله، پدر حضرت ختمی مرتبت? است و یکی دیگر ابوطالب، پدر امیرالمؤمنین ع و دیگری عباس، جدّ خلفای بنی العباس می‌باشد. بنابراین این، هر هاشمی که در جهان یافته شود از فرزندان عبدالمطّلب است، زیر از فرزندان دیگر هاشم، نسلی باقی نماند.
عبدشمس فرزندان متعدّدی داشت که سه تن از آنها “آمَیه” نام داشتند: اُمیه الاکبر، اَمّیه الأصغر، عبد اَمیّیه ؛ فرزند دیگر او به نام ربیعه بود؛ وی پدر عُتبَه و شَیبه است که در جنگ بدر کشته شدند؛ هند زوج? ابوسفیان و مادر معاویه، دختر ربیعه بود.
اُمیه الاکبر، چند پسر داشت از جمله حَرب چدر ابوسفیان و ام جمیل، همسر ابولهب. یکی دیگر از فرزندان اُمیه الاکبر، ابوالعاص پدر عفّان، پدر عثمان است و فرزند دیگر او حَکَم پدر مروان است.9 بنا بر این، عثمان بن عفّان و مروان بن الحَکَم، پسر عمو بودند.
با توجه به آنچه گفته شد. معلوم می‌شود که همه کسانی از بنی امیّه که به خلافت رسیدند از فرزندان اُمیه الاکبر بودند؛ از اَمیه به بعد، نسبتشان با یکدیگر تفاوت پیدا می‌کند: عثمان که نخستین کسی است از امویان که عنوان خلیفه را پیدا کرد و خلیف? سوّم از خلفای راشدین محسوب می‌شود، فرزند عفّان بن ابی العاص ابن اُمیه است و معاویه و یزید و معاویه بن یزید که از خلافت کناره گیری کرد و خالد ابن یزید که مدت کوتاهی او را خلیفه خواندند، از اولاد ابوسفیان بن حرب بن اُمیه هستند و مروانیان که مؤسس حکومت آنها مروان بن الحُکم، و بعد از وی پسرش عبدالملک بودند، تا مروان بن محمد معروف به مروان حمار که با کشته شدن او به دست یاران آل عباس، حکومت بنی اُمیه در شام، از میان رفت، از فرزندان مروان بن الحکم بن ابی العاص بن اُمیّه هستند. همچنین، حکام بنی اُمیه در اَندُلُس(اسپانیا) از مروانیان بودند، زیرا بنیانگذار آن حکومت، عبدالرحمن الداخل پسر مروان بن هشام بن عبدالملک بن مروان بود.
بنی اُمیه از جاهلیت تا بعثت پیامبر?
آنان به سبب سکونت در اطراف کعبه و مرکز مکه از قریش بطائح (قریشیان مرکز) به شمار مى‌‌آمدند.10 بعدها با فتح مکه (سال هشتم هجرت) برخى از آنان به مدینه مهاجرت کردند، چنان که در پایان خلافت عثمان شمار آنان با موالى ایشان در آن شهر حدود 1000 تن دانسته شده است.11با گسترش فتوحات، بنى‌‌امیه افزون بر شام، محل امارت یزید‌‌بن ابى‌‌سفیان و برادرش معاویه و جانشینان وى در عراق و آفریقا نیز حضور یافتند. از قرن دوم به بعد یکى از مراکز عمده تجمع آنان اندلس بود.12
با توجه به اینکه بنى‌‌امیه تا هنگامه ظهور اسلام در شمار بنى عبد مناف شمرده مى‌‌شدند، در گزارشهاى عصر جاهلى جز اشاراتى پراکنده، اخبارى از بنى امیه به صورت مستقل ارائه نشده است.
امویان در عصر جاهلى، از توانگران قریش به شمار مى‌‌آمدند و تجارت پیشه بودند. جد‌‌اعلاى آنان عبد شمس عامل پیمان تجارى قریش با حبشه یا عراق بود، از‌‌این‌‌رو از اصحاب ایلاف به شمار مى‌‌آید.13 ابوسفیان (صخر) پسر حرب نیز در آستانه ظهور اسلام به عنوان رئیس کاروانهاى تجارى قریش با شام داد و ستد داشت.14 از میان مناصب به ارث رسیده از قصى، حرب منصب قیادت را بر عهده داشت، چنان که قبل از او در اختیار جدش عبد شمس بود.15 از این رو در نبرد فجار، حرب فرمانده سپاه قریش و پس از او ابوسفیان عهده‌‌دار این منصب بود، افزون بر این، حرب و ابوسفیان از داوران قریش شمرده‌‌شده‌‌اند.16
از شخصیتهاى معروف آنان در این عصر، مى‌‌توان افزون بر حرب و پسرش ابوسفیان به ابواحیحه سعید بن عاص‌‌بن امیه اشاره کرد.17 شواهد نشان مى‌‌دهد که فرزندان عبد مناف خود دو دسته بوده‌‌اند: هاشم با بنى‌‌مطلب ارتباط نزدیکى داشتند و بنى عبد شمس با بنى‌‌نوفل، چنان که در گزارشى به همپیمانى بنى‌‌امیه با بنى‌‌نوفل تصریح شده است.
رقابتها و درگیریهاى بنى‌‌امیه را با زیر مجموعه‌‌هاى قریشى مى‌‌توان به دو دسته تقسیم کرد: آنان، گاه زیر لواى بنى عبدمناف با دیگر قبایل قریش درگیر و گاه به صورت مستقل وارد عمل مى‌‌شدند. از آنجا که بنى‌‌امیه بخشى از بنى عبد مناف بودند در درگیرى بنى عبد مناف با بنى عبدالدار و همپیمانانشان براى تصدى مناصب کعبه حضور داشتند.18 (‌‌‌‌بنى‌‌عبد مناف و بنى عبدالدار)؛ همچنین در رقابت بنى عبد مناف با بنى سهم، که به نظر برخى مفسران سوره تکاثر درباره ایشان نازل شده، بنى‌‌امیه نیز نقش داشتند.19در ارتباط با درگیرى مستقیم بنى امیه با دیگر قبایل قریشى مى‌‌توان از درگیرى آنان با بنى‌‌زهره و بنى عدى یاد کرد. به موجب خبرى، نزاعى میان بنى‌‌امیه و بنو زهره روى داد. بنى‌‌امیه که خود را قدرتمندتر از رقیب مى‌‌دیدند، درصدد اخراج ایشان از مکه برآمدند؛ اما با حمایت بنوسهم از تیره‌‌هاى مطرح قریش از بنى زهره که خویشاوند آنان بودند، امویان ناکام ماندند.20
در خصوص نزاع بنى‌‌امیه با بنومخزوم، از دیگر شاخه‌‌هاى پر نفوذ قریش در گزارشى کوتاه و مبهم آمده است: فردى از کنانه، همپیمان مخزومیها با فردى از بنى زبید، همپیمان بنى امیه به تفاخر پرداختند. در پى آن گروهى از دو طرف نزد حِجر اسماعیل اجتماع کرده، برترى خود را به رخ یکدیگر کشیدند و با اوج گرفتن نزاع براى داورى نزد یکى از کاهنان (سطیح کاهن) رفتند. وى نیز به نفع بنو مخزوم حکم کرد، از نزاع بنى امیه با بنى عدى بن کعب نیز گزارشى ارائه شده است.21
برخى منابع به گونه‌‌اى برجسته از رقابت امیه با هاشم و فرزندان ایشان با یکدیگر در دوره جاهلى سخن گفته‌‌اند، چنان که امیه (جد امویان) به هاشم‌‌بن عبد مناف، جد اعلاى رسول خدا، از این رو که با اقدامهاى شایسته‌‌اش، منزلت اجتماعى فوق العاده‌‌اى یافته بود، حسادت می‌ورزید، از این رو در این راستا کارهاى بى‌‌ثمرى انجام داد. سرانجام این رقابت و نزاع با داورى کاهنى از قبیله خزاعه به نفع هاشم پایان یافت و امیه به مدت 10 سال طبق شرط از پیش تعیین شده به شام تبعید شد.22 برخى محققان این گزارش را به افسانه تشبیه و آن را انکار کرده‌‌اند. (‌‌‌‌بنى‌‌هاشم) مشابه چنین گزارشى درباره حرب فرزند امیه نیز وجود دارد. گویند: وى به مقام و موقعیت عبدالمطلب‌‌بن هاشم رشک مى‌‌برد و او نیز چون پدرش که پس از داورى محکوم گردید، ناچار شد به داورى تن دهد. این بار نیز، رئیس وقت بنى‌‌امیه محکوم شد.23 به موجب گزارش ابن خلدون جمعیت بنى امیه در آن دوره بر بنى‌‌هاشم فزونى داشته است. در درگیریها و اختلافات میان بنى‌‌امیه و بنى‌‌هاشم که هر دو از شاخه‌‌هاى بنى‌‌عبد مناف بودند، شاخه بنى نوفل بن عبد مناف درکنار بنى امیه و شاخه بنى مطلب بن عبد مناف در کنار بنى‌‌هاشم قرار گرفتند، چنان که در محاصره اقتصادى قریش اینان در کنار هم بودند.24 به رغم این همه گاه پیوندهایى نیز بین بنى‌‌امیه و بنى‌‌هاشم برقرار مى‌‌شد، چنان که ابولهب عموى پیامبر?با ام جمیل (حماله الحطب) خواهر ابوسفیان ازدواج کرده بود نیز دختر پیامبر، زینب با ابوالعاص بن ربیع عبشمى پیمان زناشویى داشت.25
بنى‌‌امیه و پیامبر?
در برآیند حوادث صدر اسلام مى‌‌توان به وضوح دریافت که قبایلى چون بنى امیه، بنى مخزوم و بنى هاشم از برجسته‌‌ترین قبایل قریش مکه در عصر بعثت پیامبر? به شمار مى‌‌آمدند. ظهور پیامبرى از بنى‌‌هاشم بیش از همه رشک بنى‌‌امیه و بنى مخزوم را بر مى‌‌انگیخت، از این رو امویان که همچون دیگر قبایل قریش پیامبرى آن حضرت را در راستاى برترى موقعیت بنى هاشم بر قبایل خود ارزیابى مى‌‌کردند، بر مبناى عصبیت قبیله‌‌اى و از سر حسادت و رقابت، به رهبرى ابوسفیان، مواضع سختى در برابر رسول خدا اتخاذ کردند. رد پاى سران بنى‌‌امیه را در بیشتر اقدامات قریش بر ضدّ رسول خدا مى‌‌توان یافت. روابط آنان با آن حضرت را مى‌‌توان به دو دوره تقسیم کرد: از آغاز بعثت تا غزوه بدر سال دوم هجرى و از بدر تا رحلت پیامبر? .
در دوره نخست، آنان از هر راهکارى که بتوانند دعوت اسلامى را مهار کنند، استفاده مى‌‌کردند؛ مانند گفت و گو با ابو طالب براى بازداشتن رسول خدا از دعوتش. چنان که برخى مفسران آیه 52 انعام آورده‌‌اند برخى از اشراف بنى‌‌عبدمناف نزد ابوطالب رفتند تا ضمن گفت و گو با ابو طالب، بزرگ بنى‌‌هاشم در آن دوره، پیامبر? را از دعوتش باز دارند که مسلماً در میان این اشراف برخى از عبشمیها و بنى امیه نیز حضور داشتند.26 ممانعت بنى‌‌عبد مناف مسلمانان را از طواف خانه خدا، همراهى با قریش در محاصره اقتصادى بنى‌‌هاشم و مسلمانان در شعب ابى‌‌طالب و توطئه قتل پیامبر? نیز از آن جمله است27.
دشمنان سرسخت اموى پیامبر? در این دوره عبارت بودند از: ابوسفیان، عقبه‌‌بن ابى معیط، ابو اُحیحه، معاویه‌‌بن مغیره بن ابى العاص (که پس از غزوه احد کشته شد)، مروان و پدرش حکم‌‌بن ابى العاص (کسى که رسول خدا امت اسلامى را از نسل او برحذر داشت)؛ نیز ام جمیل خواهر ابوسفیان28 که رسول خدا را آزار مى‌‌داد. نام سه تن از عبد شمسیها (حنظله‌‌بن ابى سفیان، عتبه و شیبه فرزندان ربیعه) در میان مقتسمین به چشم مى‌‌خورد.29 مقتسمین کسانى بودند که در موسم حج در مسیر ورود زائران به مکه قرار مى‌‌گرفتند و آنان را از ملاقات با پیامبر باز مى‌‌داشتند. به رغم دشمنیهاى قاطبه بنى‌‌امیه با پیامبر?در مکه، تعداد انگشت شمارى از ایشان در این دوره به رسول خدا ایمان آورده، براى حفظ ایمان خود، به حبشه‌‌هجرت‌‌کردند. خالدبن سعیدبن عاص از سابقین در اسلام و از کاتبان پیامبر و برادرش عمرو، ابوحذیفه بن عتبه از سابقین در اسلام، عثمان بن عفان و ام‌‌حبیبه دختر ابوسفیان از آن جمله‌‌اند.30 نیز عبدالله و برادرش عبیدالله بن جحش پسر عمه‌‌هاى رسول خدا? از بنى‌‌اسد بن خزیمه و ابو‌‌موسى اشعرى و برخى دیگر از همپیمانان آنان در این هجرت حضور داشتند. ام کلثوم دختر عقبه بن ابى معیط اموى نیز پس از حدیبیه سال‌‌ششم به مدینه هجرت کرد.31
در پى بسته شدن پیمان عقبه دوم و فراهم شدن زمینه هجرت پیامبر? به یثرب، امویان به مصادره دارایى برخى از مهاجران همپیمان خود بنو جحش مبادرت کردند. در این میان، ابوسفیان رئیس بنى امیه نیز طى نامه‌‌اى مردم یثرب را به سبب پناه دادن رسول خدا نکوهش کرد. وى از این پس جز در نبرد بدر، در تمام توطئه‌‌ها و اقدامات نظامى ـ سیاسى بر ضدّ پیامبر?، رهبرى و فرماندهى قریش را بر عهده داشت.32
در غزوه بدر سال دوم که در غیاب ابوسفیان رخ داد، شمار قابل توجهى از بنى عبد شمس و بنى امیه و همپیمانانشان حضور داشتند. از کشته شدگان بنى‌‌امیه در این نبرد مى‌‌توان به حنظله‌‌بن ابى سفیان و عقبه بن ابى معیط و از کشتگان عبشمیها به عتبه بن ربیعه و برادرش شیبه، پسرش ولید اینان در آغاز نبرد در جنگ تن به تن کشته شدند و نیز عاص و عبیده پسران سعید بن عاص اشاره کرد؛ همچنین از این دو مجموعه، 12‌‌تن اسیر شدند عمرو فرزند ابوسفیان و حارث بن ابى وجزه هر دو از بنى‌‌امیه و ابوالعاص بن ربیع عبشمى داماد رسول خدا از جمله اسیران بودند. ابن هشام اسراى همپیمان ایشان را 7 تن ذکر کرده است.33
از بدر تا فتح مکه
پس از غزوه بدرسال دوم روابط پیامبر با بنى‌‌امیه وارد مرحله‌‌اى جدید شد. با توجه به اینکه در این نبرد بزرگانى از بنى مخزوم و بنى عبد شمس و دیگر قبایل قریش کشته شدند، فضاى مناسبى در اختیار ابوسفیان قرار گرفت تا افزون بر رهبرى بنى امیه از نفوذ خود در رهبرى قریش بهره برد، به ویژه آنکه نقش فرماندهى سپاه قیادت به ابوسفیان به ارث رسیده بود، از این رو وى در این دوره در جنگهاى بزرگى چون احد و احزاب34 سپاه قریش را فرماندهى مى‌‌کرد. افزون بر اینها او اقدامهاى دیگرى بر ضد رسول خدا داشت؛ از جمله طرح ترور آن حضرت پس از غزوه بنى نضیر در سال چهارم که به نتیجه نرسید.35 منابع نخستین با ارائه چنین تصویرى از این دوره، کمتر به جزئیات پرداخته، از دیگر اعضاى بنى‌‌امیه یا هم پیمانانشان اخبارى ارائه نمى‌‌کنند.
ابوسفیان در غزوه احد سال سوم فرماندهى سپاه قریش رابر عهده داشت. پسرش معاویه مدعى به شهادت رساندن حمزه سیدالشهدا بود.36 نیز معاویه بن مغیره بن ابى‌‌العاص اموى جسد حمزه را مُثْله کرد.37 پس از ناکامى نبرد احزاب سال پنجم به فرماندهى ابوسفیان، صلحى میان پیامبر? و قریش در سال ششم، برقرار شد که ابوسفیان در آن نقشى آشکار داشت.
با پیمان شکنى قریش و تلاشهاى بى‌‌ثمر سرکرده آنان ابوسفیان براى تجدید پیمان، زمینه‌‌هاى فتح مکه فراهم و سرانجام آن شهر در سال هشتم گشوده شد در جریان فتح مکه سال هشتم رسول خدا با توجه به جایگاه ابوسفیان منزل او را از مکانهاى پناهندگى مردم اعلام کرد.38 رسول خدا پس از فتح مکه، گذشت فراوانى نسبت به بنى‌‌امیه و دیگر دشمنان نشان داد و با فرمان عفو عمومى، قریش از جمله بنى‌‌امیه را “طُلَقاء” آزاد شدگان نامید و بدین ترتیب با گذشت 21 سال از بعثت آن حضرت، و عناد و دشمنى بنى‌‌امیه با رسول خدا، آنان با وى بیعت کرده، مسلمان شدند.39


دیدگاهتان را بنویسید