پایان نامه های از دانشگاه های آزاد و سراسری

مجموعه کامل پایان نامه دسترسی متن کامل پایان نامه

دانلود پژوهش- –438

- –438

پایان نامه دانشگاه- –438

فصل نخست: کلیات پژوهش مقدمه2 بيان مسئله 3 اهميت پژوهش8 اهداف تحقیق9 اهداف کاربردی 9 فصل دوم: گستره نظری و پیشینه تحقیقاتی مقدمه11 مبانی نظری رفتار رانندگی11 شخصیت فردی و رفتار رانندگی17 مبانی نظری ویژگی های شخصیت19 نظریه های شخصیت25 مبانی نظری هوش هیجانی37 تعريف هوش هيجاني37 تاریخچه هوش هیجانی40 نظریه های هوش هیجانی 42 مؤلفه های هوش هیجانی 44 پیشینه تحقیقاتی52 فرضیه ها 58 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 58 فصل سوم : روش تحقیق طرح کلی تحقیق...................................................................................................................62 جامعه آماری.........................................................................................................................62 نمونه و روش نمونه گیری....................................................................................................62 یافته های جمعیت شناختی....................................................................................................63 ابزارهای پژوهش...................................................................................................................66 پرسشنامه شخصیت...66 پرسشنامه هوش هیجانی .68 پرسشنامه رفتار رانندگی .70 روش کار73 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات73 ملاحظات اخلاقی پژوهش73 فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته ها یافته های توصیفی75 یافته های مربوط به فرضیه های تحقیق78 فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری مقدمه86 بحث و نتیجه گیری87 محدودیتها92 پیشنهادها93 منابع95 پیوست104 پرسشنامه ویژگی های شخصیت نئو105 پرسشنامه هوش هیجانی109 پرسشنامه رفتار رانندگی111 فهرست جداول جدول 3-1تركيب گروه شركت كنندگان در پژوهش برحسب متغیر سن63 جدول 3-2تركيب گروه شركت كنندگان در پژوهش بر حسب نوع استخدام64 جدول 3-3تركيب گروه شركت كنندگان در پژوهش بر حسب سابقه خدمت64 جدول 3-4تركيب گروه شركت كنندگان در پژوهش برحسب میزان تحصیلات65 جدول 3-5 تركيب گروه شركت كنندگان در پژوهش بر حسب نوع مالکیت ..........................65 جدول4-1: اطلاعات مربوط به ابعاد ویژگی های شخصیت75 جدول4-2 ميانگين كل، انحراف استاندارد و دامنه تغييرات متغیر هوش هیجانی76 جدول4-3 ميانگين كل، انحراف استاندارد و دامنه تغييرات متغیر رفتار رانندگی77 جدول4-4 ماتريس همبستگي بين متغيرهاي پژوهش78 جدول4-5 : تحلیل رگرسیون چند متغيره ابعاد شخصیت در تبیین رفتار رانندگی79 جدول4-6: تحلیل رگرسیون چند متغيره مولفه های هوش هیجانی در تبیین رفتار رانندگی.....80 جدول4-7 : مقایسه رفتار رانندگی گروههای سنی مختلف رانندگان81 جدول شماره4-8 آزمون تعقیبی توکی82 جدول4-9 : مقایسه رفتار رانندگی رانندگان با سوابق کاری مختلف82 جدول4-10 : مقایسه رفتار رانندگی رانندگان خویش فرما و سایر رانندگان83 جدول4-11 : مقایسه رفتار رانندگی گروههای تحصیلی مختلف رانندگان84 رابطه بین ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی با رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری پژوهشگر: آرمان مناجاتی چکیده : تحقیق حاضر از نوع توصیفی – همبستگی می باشد که با هدف کلی بررسی و تبیین نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری شیراز انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه رانندگان اتوبوس های برون شهری شرکت های مسافربری شیراز به تعداد تقریبی 1200 نفر بود که تعداد 202 نفر از رانندگان به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های شخصیت، هوش هیجانی و رفتار رانندگی مورد سنجش قرار گرفتند و یافته های آماری در قالب آمار توصیفی(همبستگی پیرسون) و استنباطی(رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس یکراهه) مورد بررسی قرار گرفت و نتایج زیر بدست آمد: 1-از بین ابعاد ویژگی های شخصیتی، تنها بعد وظیفه شناسی پیش بینی کننده منفی رفتار رانندگی است و متغیرهای پنجگانه شخصیت مجموعا 9 درصد از واریانس کل متغیر رفتار رانندگی را پیش بینی می کنند. 2- از بین مولفه های هوش هیجانی، بعد خودآگاهی به طور منفی و معنادار پیش بینی کننده رفتار رانندگی می باشد و مولفه های هوش هیجانی در مجموع قادرند 21 درصد از واريانس كل متغير رفتار رانندگی را تبيين كنند. 3-بین رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس با توجه به سن تفاوت معنی داری وجود دارد و رانندگان رده سنی 20 تا 30 رفتار رانندگی بالاتری را نسبت به رانندگان رده سنی 50 سال به بالا گزارش کرده اند. 4- بین رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس با توجه به سابقه کار تفاوتی مشاهده نشد. 5- بین رفتار رانندگی رانندگان خویش فرما و سایر رانندگان، تفاوت به نفع گروه رانندگان خویش فرما معنی دار بوده است. 6- بین رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس با توجه به تحصیلات، تفاوتی مشاهده نشد. **نکته: رفتار رانندگی یک نمره کلی از پرسشنامه منچستر می باشد که معرفی کننده خطاها، اشتباهات و تخلفات می باشد. کلمات کلیدی: ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی، رفتار رانندگی، رانندگان. فصل نخست: کلیات پژوهش مقدمه: امروزه يكى از مولفه هاى اساسى در تقويت توسعه پايدار مساله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا كه محور توسعه پايدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسانها در جهان امروز با خطرات زيادى روبه رو می باشد. از جمله مهم ترين و قابل توجه ترين خطراتى كه امروز زندگى افراد را در كشورهاى مختلف جهان تهديد مى كند، افزايش حوادث و آسيب هاى عمدى و غير عمدى است كه سالانه باعث مرگ بيش از 6 ميليون نفر در جهان مى شود(شاکری نیا، 1388). حوادث رانندگي و پيامدهاي آن، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه، به عنوان يكي از مهم ترين علل مرگ و مير و جراحات محسوب مي شوند. در كشور ما نيز حوادث رانندگي علاوه بر وارد كردن صدمات اقتصادي، باعث تلفات شديد انساني مي شود(فام ایرج، 1385). برآورد شده است كه سالانه دو ميليون نفر در سراسر جهان بر اثر تصادفات جاده اي، جان خود را از دست مي دهند و تعداد مجروحان رانندگي در سال، بيش از ١٥ ميليون نفر تخمين زده مي شود. كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيست؛ اما آنچه كشور ما را در اين زمينه متمايز مي كند، روند رو به رشد حوادث رانندگي در كشور و مقايسه آن با ساير كشورهاي جهان است. که در این راستا پژوهش های متعددی نیز به بررسی علل تصادفات و سوانح پرداخته و اکثرا تخلفات رانندگی رانندگان را یکی از علل عمده و اصلی ذکر می کنند(عریضی و حقایق، 1388). این تحقیقات همچنین نشان داده اند که گروه خاصی از افراد دارای آمار تصادفات رانندگی بیشتری هستند و این گروه با دیگران در برخی از ویژگی های شخصیتی متفاوت می باشند. در یک بررسی که به رابطه ی بین شخصیت و تفاوت های فردی پرداخته است، نشان داده شده که نمره ی صفت شخصیتی هیجان طلبی1 از همه بیشتر احتمال انجام خشونت در رانندگی را نشان می دهد (برگس2، 2002). بنابراین علاوه بر ويژگي هاي شخصيتي، مسایل هیجانی چالش برانگیز نیز می تواند رفتار رانندگی رانندگان را تحت تاثیر قرار دهد. به عبارتی امور مربوط به رانندگی از آن جهت که اموری غیر قابل پیش بینی بوده دائماً اتفاق می افتند و رانندگان در برخورد با این مسئله با توجه به ویژگی های شخصیتی مجزا، هر یک بسیار متفاوتند. بسیاری از رانندگان این شرایط را تنشی هیجانی تلقی کرده و در نتیجه مقابله و برخورد با آن را دشوار می دانند. از سوی دیگر رانندگان اغلب دارای انگیزه رقابت جویی بوده و از آزردگی هیجانی خود، آگاه نیستند. این امر انگیزه ها و اهداف آنان را متأثر ساخته و موجب تحریف تفکر راننده و افزا یش هیجانات خارج از کنترل فرد می شود. رانندگانی که درگیر این گونه هیجانات می شوند دست به رفتارهای تکانشگرانه و پرخطر می زنند که این هیجانات رانندگان را ترغیب به تکروی و خودپسندی می کند(ابراهیمی قوام، 1388). در مجموع با توجه به آنچه بیان شد، نمره کلی رانندگی باهوش هیجانی بالا به معنای داشتن نیمرخ مثبت در مؤلفه های شخصیتی می باشد. بنابراین می توان رانندگی افراد را با توجه به نیمرخ روانی شان در این مؤلفه ها مورد ارزیابی قرار داد. که پژوهش حاضر نیز در صدد بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی(نئو) و هوش هیجانی با رفتار رانندگی رانندگان می باشد. بیان مساله: تخلفات رانندگی همواره یکی از علل بروز مشکلات، معضلات و حوادث ترافیکی در همه جوامع می باشد که بسته به بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جغرافیایی جوامع میزان و نوع آن متفاوت خواهد بود.گرچه در بروز تخلفات رانندگی، عوامل محیطی- کنترلی، اجرایی و عدم تناسب ساختارهای مواصلاتی با تعداد خودروها و واحدهای عبور و مرور و غیره نیز دخیل می باشد، اما علل انسانی به عنوان اصلی ترین عامل، بالاترین درصد علت تخلفات است(حق شناس و همکاران، 1387). شرايط رانندگي بسيار متعدد است به خصوص شرايط رواني، اخلاقي و اجتماعي. بنابراين داشتن گواهي نامه رانندگي دليل بر صلاحيت كامل افراد براي رانندگي نيست؛ چه بسا افرادي كه از دقت ديد مناسب برخوردارند؛ اما از مشكلات و عقده هاي رواني، اجتماعي و فرهنگي رنج مي برند. تنها داشتن ديد خوب نمي تواند ملاك صلاحيت رانندگي باشد؛ بلكه تجربه، استعدادهاي طبيعي، دقت و تعادل رواني است كه به انسان براي رانندگي صلاحيت مي دهد. اولين تحقيق پيرامون احراز شايستگي براي رانندگي و اثرات حالت رواني راننده در سال 1929 در آمريكا انجام شد؛ محور اين تحقيقات "رفتار انسان" بود. در اين پژوهش محققان دريافتند كه تقريباً 96 درصد حوادث از طرف رانندگان با تجربه اي رخ می دهد كه دچار مشكلات شخصيتي بوده اند(نوابي و همكاران، 1385). به طور کلی هر فردی دارای یک سری ویژگی هایی می باشد که باعث می شوند به صورت منظم و دایم یک شیوه ی رفتاری خاصی را از خود نشان دهد. این ویژگی ها در مجموع، شخصیت هر فرد را تشکیل می دهد. رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی1 و رفتار رانندگی مورد بررسی های متعددی در سطح جهان قرار گرفته است. به نظر می رسد، عناصر خاصی از شخصیت باعث رفتارهای قانون شکنی می شوند، از آن رو که این رفتارها منجر به برآورده شدن برخی از نیازهای شخصی فرد می شوند با این که مغایرت با سیستم قانونمند محیط اطراف دارد. در تحقیقات گذشته حدود 90 % تصادفات را به خصوصیات رفتاری ربط داده اند و نشان داده اند که در 95-90 % تصادفات، رفتار انسان، عامل تعیین کننده اصلی است. به عبارتی ويژگي هاي شخصيتي مي تواند با رفتارهاي ترافيكي و نحوه رانندگي فرد ارتباط داشته باشد. شواهد زيادي حاكي از وجود رابطه ميان صفات شخصيتي و رفتار رانندگان پرخطر است(مهماندار، 1388). رفتار رانندگي پرخطر يعني ارتكاب دو يا چند عمل خلاف كه موجب به خطرانداختن افراد يا وسايل ديگر شود به عبارت ديگر هرگونه عمل خلاف تعمدي كه نيازمند واكنش تدافعي از سوي راننده ديگر باشد(باتيست1، 2005). این تحقیقات همچنین نشان داده اند که گروه خاصی از افراد دارای آمار تصادفات رانندگی بیشتری هستند و این گروه با دیگران در برخی از ویژگی های شخصیتی متفاوت می باشند. در یک بررسی که به رابطه ی بین شخصیت و تفاوت های فردی پرداخته است، نشان داده شده که نمره ی صفت شخصیتی هیجان طلبی2 از همه بیشتر احتمال انجام خشونت در رانندگی را نشان می دهد (برگس3، 2002). رانندگي عادي يا ايمن فعاليتي است همراه با حركات كنترل شده كه در آن راننده بايد اطلاعات و داده هاي مربوط به رانندگي را از طرق مختلف به خصوص از راه ديدن اخذ كرده براساس آنها در ذهن تصميم گيري كرده و تصميمات خود را به بهترين وجه عملي كند تا بتواند حركتي همواره با ايمني داشته باشد(سانتوز4، 2005؛ به نقل از موسوی، 1388). در مطالعه انجام شده در ایران که به بررسی رابطه بین تحریک جویی و رفتار رانندگی پرخطر پرداخته است نیز نشان داده شده است که نمره کلی تحریک جویی و سه خرده مقیاس های آن شامل تجربه جویی، هیجان طلبی و تنوع طلبی با رفتارهای رانندگی پرخطر همبستگی مثبت و معناداری دارد(گودرزی و شیرازی، 1386). عناصر شخصیتی می توانند باعث شوند که افراد رفتار خاصی را انجام دهند که این رفتارهای خاص باعث ارضائ نیازهای شخصی فرد مرتبط با ویژگی های روان شناختی، زیستی و اجتماعی او می شود. در اين پژوهش ويژگي هاي شخصيتي رانندگان براساس مدل پنج عامل اصلي شخصيت نئو مورد بررسی قرار خواهند گرفت كه شامل:1-عصبیت(داراي احساس نگراني و ناايمني، مضطرب و عصبي)؛2-برون گرايي(اهل هيجان و خطر پذيري بالا، معاشرتي و لذت جو)؛ 3- بازبودن به تجربه(افرادي مبتكر، مستقل، خلاق و شجاع)؛ 4-توافق(افرادي خوش قلب، داراي حس همدردي، دلسوز و مودب)؛ و 5-وجداني بودن(توانا در كنترل تكانه ها، بادقت، قابل اعتماد، منظم و سخت كوش) می باشد(حق شناس، 1385). همچنین امور مربوط به رانندگی از آن جهت که اموری غیر قابل پیش بینی بوده که دائماً اتفاق می افتد و امور خطرناکی را شامل می شوند، مسایل هیجانی چالش برانگیزی هستند. رانندگان در این امر بسیار متفاوتند. بسیاری از رانندگان این شرایط را تنشی هیجانی تلقی کرده و در نتیجه مقابله و برخورد با آن را دشوار می دانند. از سوی دیگر رانندگان اغلب دارای انگیزه رقابت جویی بوده و از آزردگی هیجانی خود، آگاه نیستند. این امر انگیزه ها و اهداف آنان را متأثر ساخته و موجب تحریف تفکر راننده و افزا یش هیجانات خارج از کنترل فرد می شود. رانندگانی که درگیر این گونه هیجانات می شوند دست به رفتارهای تکانشگرانه و پرخطر می زنند که این هیجانات رانندگان را ترغیب به تکروی و خودپسندی می کند(ابراهیمی قوام، 1388). توجه به مفهوم هوش هیجانی به عنوان سازه روانشناختی که با داشتن مولفه های درون فردی و بین فردی تمامی مناسبات فرد را با خود و دنیای پیرامونش دستخوش تغییر می سازد از اهمیت ویژه ای در رانندگی برخوردار است. هوش هیجانی، چارچوبی است که در آن مجموعه ای از مهارت ها فرض می شود که در ارزیابی و ابراز واقعی هیجانات خود و دیگران دخیل بوده و می تواند تنظیم اثربخش هیجانات خود و دیگران و کاربرد احساسات جهت با انگیزه ساختن، برنامه ریزی و تداوم پیشرفت خود را به دنبال داشته باشد. هوش هيجاني1 شامل توانايي كنترل احساسها و هيجانهاي خود و ديگران، پذيرش ديدگاههاي ساير افراد و كنترل روابط و توانشهاي اجتماعي است. به عبارت ديگر‌، شخصي كه هوش هيجاني بالايي دارد، عواطف خود را بهتر شناسایی کرده و درک بهتری از عواطف دیگران پیدا می کند. هوش هیجانی د‌ر برد‌ارند‌ه‌ی آگاهی، تنظیم و بیان د‌رست د‌امنه‎ای از هیجانات است. لذا توانایی شناخت، ابراز و کنترل این هیجانات یکی از ابعاد‌ مهم هوش هیجانی است و ناتوانی فرد‌ د‌ر هر کد‌ام از این توانایی‎ها منجر به نارضایتی در زندگی و محیط کار خواهد‌ شد‌ که حاکی از نقص خود‌گرد‌انی هیجانی است که ویژگی کلید‌ی هوش هیجانی می باشد(هاشمی،1391). به عبارتی هوش هيجاني نوعي پردازش اطلاعات عاطفي است كه شامل ارزيابي صحيح عواطف خود و ديگران و بيان مناسب عواطف و تنظيم سازگارانه است که به بهبود جريان زندگي منجر مي شود، و در رابطه با رفتار رانندگی موجب می شود تا فرد: به جای سرزنش دیگران یا موقعیت، تمرکز بر خود داشته باشد. -نحوه رابطه بین عمل، احساسات و افکار را با همدیگر درک کند. – به جای واکنش هیجانی خشمگین شدن ابتدا به ماهیت آنچه باعث ناراحتی شده، بپردازد. -بیشتر به کسب نتایج پیامدها علاقه مند باشد تا اینکه بخواهد تکانشی عمل کند. – به جای تنها به فکر خود بودن به دیگران و حقوق شان احترام گذاشته شود. -ترافیک را به عنوان کار دسته جمعی و نه رقابتی بپذیرد. -تنوع بین نیازها و سبک های رانندگان را بپذیرد و از سرزنش کردن آنها به خاطر اقدامات و نحوه رانندگیشان دور ی کند. –نقش های مثبت را به جای اعمال منفی تمرین کند. -درصدد یادگیری مهار و کنترل تکانه های مربوط به انتقاد کردن از دیگران با گسترش حس مزاح در حین رانندگی باشد. -رانندگی را جدی بگیرد و با آگاهی از اشتباهات خود در حین رانندگی درصدد اصلاح آنها برآید(جیمز و ناهل1، 2007). با توجه به آنچه که در مورد ویژگی های شخصیت، هوش هیجانی و رفتار رانندگی بیان شد، در این پژوهش محقق به دنبال دریافت این نکته است که آیا رابطه ای بین متغیرهای پیش بین یعنی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی با متغیر ملاک یعنی رفتار رانندگی وجود دارد؟ و متغیرهای پیش بین می توانند نقشی در پیش بینی متغیر ملاک یعنی رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری داشته باشند؟ علاوه بر این، محقق به دنبال دریافت این نکته است که آیا بین رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس های بین شهری با توجه به سن و سابقه کار و نیز خود مالک بودن یا در استخدام دیگران بودن تفاوت وجود دارد؟ ضرورت انجام پژوهش: بررسی رفتار رانندگی پرخطر و درگیری با تصادف می تواند نشان دهنده ی عواملی باشد که مستقیماً به ویژگی های شخصیتی افراد و حالات هیجانی آنها مربوط می شود. بنابراین با توجه به نقش عامل شخصیت و هوش هیجانی نیاز به بررسی های هدفمند وجود دارد تا راه حل هایی برای کاهش درصد تصادف و مرگ و میر پیدا شود(موسوی، 1388). لذا با توجه به اهمیت و ضرورت رانندگی در جامعه ی امروزی و آمار بالای تصادفات در ایران و نقش مهم عامل انسانی در به وجود آمدن حوادث، تخلفات و تصادفات، در این تحقیق ضرورت بررسی رابطه ی بین رفتار رانندگی با ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. بنابراین با توجه به اهمیت نقش عامل انسانی در حوادث رانندگی لازم است تا رفتار رانندگی رانندگان مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا توجه به خصوصیات روانشناختی رانندگان و نقش احتمالی آنها در رفتار رانندگی ضرورتی آشکار دارد، بر همین اساس در این پژوهش به چگونگی رابطه ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی با رفتار رانندگی پرداخته می شود. بی تردید شناسایی چگونگی این رابطه می تواند به مسوولان مربوطه در امر برنامه ریزی برای رانندگی کم خطر کمک نماید، اهمیت این تحقیق ازاین نظر بیشتر می شود که جامعه آماری تحقیق رانندگان حرفه ای اتوبوس های بین شهری است، بی تردید نقش این گروه از شاغلان حرفه رانندگی در حفاظت از جان مردم آشکار است و نتیجه این تحقیق می تواند در آموزش این گروه از رانندگان و نیز گزینش آنها در پایانه های مسافربری متصدیان ذیربط را یاری دهد. اهداف تحقیق: هدف کلی: بررسی و تبیین نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس. اهداف اصلی: تبیین نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی در چگونگی رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس. تبیین نقش پیش بینی کنندگی مولفه های هوش هیجانی در رفتار رانندگی رانندگان اتوبوس. اهداف فرعی: 1-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان اتوبوس بین شهری با توجه به سن، سابقه کار و تحصیلات. 2-مقایسه رفتار رانندگی در بین رانندگان خویش فرما با سایر رانندگان. فصل دوم: گستره نظری و پیشینه تحقیقاتی 2-1- مقدمه: در این فصل که به ادبیات تحقیق مرسوم است ابتدا متغیر وابسته و سپس متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفته اند. در اینجا ابتدا به ارائۀ تعریف، نکات و نظریه های پیرامون رفتار رانندگی پرداخته می شود و در ادامه در خصوص ویژگی های شخصیتی و هوش هیجانی به بحث پرداخته می شود و در نهایت گذری بر نتایج سایر پژوهش های مشابه در داخل و خارج از کشور خواهیم داشت. 2-2- مبانی نظری متغیرها: 2-2-1- رفتار رانندگی: امروزه يكى از مولفه هاى اساسى در تقويت توسعه پايدار مساله ى ارتقاء سلامت جامعه مى باشد. چرا كه محور توسعه پايدار انسان سالم است. از طرفى رانندگى انسانها در جهان امروز با خطرات زيادى روبه رو مى باشد. از جمله مهم ترين و قابل توجه ترين خطراتى كه امروزه زندگى افراد را در كشورهاى مختلف جهان تهديد مى كند، افزايش حوادث و آسيب هاى عمدى و غير عمدى است كه سالانه باعث مرگ بيش از 6 ميليون نفر در جهان مى شود و پر واضح است كه "رانندگان" عامل اصلي انجام تخلفات ترافيكي به‌شمار مي روند، اما آنچه كه بر چگونگي رفتار انسان و راننده در زمان رانندگي و يا تغيير آن نقش خواهد داشت، متفاوت بوده كه در يك دسته بندي كلي سه عامل 1- محيطي 2- قانوني و اجرايي 3- دروني را مي توان نام برد(محمدیان، 1391). 1-عوامل محيطي: به مجموعه عواملي گفته مي شود كه در محيط پيراموني و اطراف انسان وجود داشته و منجر به انجام تخلف توسط رانندگان مي گردد. در واقع اين عوامل بگونه‌اي بر رفتار انسان ها اثر مي‌گذارد كه راننده را به سمت انجام تخلف سوق مي‌دهد که براي ريشه يابي علل وقوع تخلفات، لزوما" بايد اين عوامل را به درستي شناخت و تلاش نمود بر اينگونه عوامل تأثير گذار مديريت نموده تا دچار رفتارهاي ناهنجار ترافيكي در جامعه نشويم. -شرايط آب و هوائي: گرماي بيش از حد هوا در روزهاي تابستان مي تواند موجب ناراحتي خاطر و از بين رفتن آرامش و آسايش و در نهايت بي حوصلگي و خشم رانندگان شود . از طرف ديگر سرماي هوا همراه با شرايط بدآب و هوايي نظير برف و كولاك، مي تواند زمينه ساز ايجاد انگيزه در راننده جهت انجام تخلفات ترافيكي را براي رسيدن سريعتر به مقصد، فراهم نمايد و در حقيقت موجب كاهش آستانه تحمل رانندگان شود. -وضعيت ترافيكي: تراكم بالاي ترافيك همراه با راهبندان هاي طولاني مدت، بويژه در شرايط نامساعد جوي مي‌تواند بستر لازم براي تأثيرگذاري در رفتار رانندگان را فراهم آورده و انسان در اين شرايط و فشار رواني احيانا" از كوره به در رود و رفتاري خارج از عرف و عادت از خود بروز دهد كه يكي از آنها مي تواند، انجام تخلفات رانندگي باشد(محمدیان، 1391). -طرح هندسي راه و كيفيت روسازي: اين دو از عواملي هستند كه رانندگي ها بويژه در رانندگي‌هاي طولاني‌مدت، راننده را خسته نموده و موجب استرس يا بروز خشم در رانندگان می شوند كه از جمله مي توان به ناهموار بودن جاده‌ها، وجود خرابي و دست اندازها، سرعت گيرهاي ناگهاني و نيز پيچ هاي تند و خطرناك و غيره نام برد(زمبون و هاسلبرگ1، 2008). -وضعيت روشنايي: در برخي موارد انجام تخلف داراي پس زمينه خاص رفتاري نبوده، بلكه صرفا" به دليل ديد ناكافي از طرف راننده رخ مي‌دهد، بطور مثال ممكن است به علت كمبود روشنايي در راه‌ها برخي علائم راهنمايي و رانندگي توسط رانندگان بويژه در شرايط نامساعد جوي ديده نشده و تشخيص ميزان فاصله‌ها به درستي انجام نگيرد و همين مسأله موجب بروز برخي تخلفات ترافيكي گردد(محمدیان، 1391). -شرايط پيراموني به لحاظ بصري: بطور مثال در اين مورد مي توان به تبليغات اطراف مسير حركت، به لحاظ نوع تبليغ، رنگ و طراحي آن اشاره كرد كه مي تواند به لحاظ رواني بر راننده اثر گذار بوده و باعث ايجاد هيجان در راننده گردد و افزايش رفتارهاي احساسي مي تواند منجر به ايجاد روحيه تهاجمي در رانندگان شود(زمبون و هاسلبرگ، 2008). 2-عوامل قانوني و اجرايي: به مجموعه عواملي كه مرتبط با قانون و نحوه اجراي آن و نيز بازتاب ها و تبعات اجراي قوانين بوده، اشاره مي نمايد كه مي تواند بر رفتار رانندگان و طرز تلقي آنان و نيز ميزان تبعيت و يا گريز از قوانين و مقررات را فراهم نمايد(محمدیان، 1391). -برخورد با متخلف: اين مسأله از دو جنبه متفاوت قابل بررسي است ، از يك طرف ممكن است برخورد با متخلفين از قوانين رانندگي بسيار ملايم و ناكافي باشد و در نتيجه رانندگان را به تكرار انجام تخلف سوق دهد! از طرف ديگر برخورد تحقيرآميز و نامناسب با رانندگان متخلف موجب ايجاد روحيه قانون شكني و مخالفت با قوانين راهنمايي و رانندگي گردد(محمدیان، 1391). -نقص قوانين: در برخي كشورها، تغيير و تحول در قوانين و مقررات ممكن است، بسترهاي لازم را در جامعه نداشته باشد و در حقيقت همراه و هماهنگ با رشد علم و فن آوري نباشد، در اينگونه موارد هم كم كم قانون به حاشيه رانده شده و اجراي آن دچار مشكل می شود(محمدیان، 1391). -عدم اجراي كامل قوانين : قوانين و مقررات وضع شده در جامعه از نگاه طراحان اوليه و قانون گذاران بايد مانند يك پازل كامل در جامعه پياده شود تا تأثير آن ايجاد گردد. اگر بخاطر دلايل گوناگون و يا نظارت ناكافي، بخشي از قطعات پازل قانون اجراء و بخشي از قطعات پياده نشود آن شكل لازم محقق نمي شود و در نتيجه زمينه گريز از مقررات و قوانين توسط رانندگان شكل مي گيرد(مشین و سن کی1، 2008). -بازدارنده نبودن جريمه ها: براي بسياري از افراد و در برخي از جوامع از لحاظ فرهنگي، جريمه يكي از مهم ترين ابزارهاي مبارزه و برخورد با تخلفات رانندگي محسوب مي گردد كه استفاده از آن در كنترل بي نظمي‌هاي ترافيكي مؤثر بوده و يا لااقل در يك برهه زماني كوتاه مدت ضروري و تأثيرگذار مي باشد تا بتواند آرام ، آرام به يك عادت و يا رفتار در جامعه تبديل شود. اغلب رانندگان از جريمه شدن واهمه دارند و يا در مكان‌هايي كه مأموران راهنمايي و رانندگي حضور دارند از ارتكاب كوچكترين تخلفي نيز خودداري مي كنند. اما اگر ميزان جريمه هاي رانندگي پائين باشد آن قدرت بازدارندگي و تغيير رفتار در رانندگان را ايجاد نمي نمايد و موجب تجري بيشتر رانندگان متخلف مي گردد(مشین و سن کی، 2008). 3-عوامل دروني انسان: مطالعات و بررسي ها نشان مي دهد، در بخش قابل توجهي از تصادفات ترافيكي، اشتباهات انساني دخيل است بنابراين آنچه اهميت بيشتري مي يابد، شناخت هرچه بيشتر عامل دروني انسان است كه به نوبه خود مجموعه قابل توجهي از عوامل را در بر مي گيرد، شناخت اين عوامل مستلزم بررسي ويژگي هاي فردي راننده، تعاملات اجتماعي، ويژگي هاي روحي و رواني ، تربيت افراد، سطح فرهنگ، ميزان آگاهي و ... را ضروري مي سازد(شاکری نیا، 1388). در حقيقت هر فرد انساني بايد براي حضور در جامعه و براي رعايت حقوق اوليه انساني در اجتماع، رفتارهاي خود را ريشه‌‌يابي نموده، عوامل تأثيرگذار رفتاري را بازيافته تا بتواند به درستي بر اين رفتارهاي غير نُرم و ناهنجار مديريت نمايد تا حقوق خود و ديگران را تضييع ننمايد. -ريسك پذيري رانندگان: بطور كلي يكي از انگيزه هاي اصلي انسان براي انجام تخلف ريسك پذيري آنها مي باشد در واقع در اكثر موارد، انجام تخلف همراه با سود و منفعت خواهد بود كه حتي گاهي اين منفعت از هزينه هاي ايجاد شده در اثر انجام تخلف (نظير جريمه هاي حاصل از آن ) نيز بيشتر خواهد بود. بنابراين راننده در زمان انجام تخلف ابتدا بطور آني با در نظر گرفتن منافع حاصل از انجام تخلف و نيز هزينه هاي احتمالي (بالقوه) آن، نسبت به اين موضوع اقدام مي نمايد. كه متأسفانه فارغ از تبعات انجام تخلفات در جامعه و براي افراد ديگر مرتكب رفتار غير معمول در جامعه مي گردد(شاکری نیا، 1388). -خودنمايي: اين مسأله در رانندگان جوان بيشتر ديده مي شود، رانندگاني كه بيشتر نياز به جلب توجه و ديده شدن در جامعه دارند ، معمولا" در زمان رانندگي اقدام به برخي حركات نمايشي و تخلفات رانندگي مي نمايند كه هم خود را به خطر انداخته و حتي ديگران را هم در معرض رفتار ناپسند خود قرار مي دهند. -غرور و خودبرتربيني: برخي از افراد و گروه ها در جامعه ، با توجه به نوع تربيت و فرهنگ خاصي كه در آن پرورش يافته‌اند، همواره در اكثر عرصه هاي اجتماعي داراي نوعي روحيه خود برتر بيني و غرور مي‌باشند. اين افراد معمولا" در زمان رانندگي با انجام تخلفات، منافع خود را بر ديگران ترجيح داده و حتي در برخي موارد منافع سايرين را به مخاطره مي‌اندازند(شاکری نیا، 1388). -ناآگاهي و بي اطلاعي راننده: گاهي اوقات فرد متخلف با توجه به كمبود اطلاعات و ناآگاهي، ممكن است اقدام به انجام تخلف نمايد يا اينكه واقعا" از عواقب فردي و اجتماعي، مستقيم و غيرمستقيم، آني و آتي انجام تخلف بي اطلاع باشد كه البته با گسترش روزافزون رسانه‌ها و سيستم هاي اطلاع رساني در جامعه نا آگاهي رانندگان بسيار بعيد به نظر مي‌رسد. -آموزش نادرست و فرهنگ غلط: بسياري از ناهنجاري و مشكلات اجتماعي، ريشه در تربيت و تعليم دوران كودكي افراد جامعه دارد كه بايد تعاليم ترافيكي از همان دوران كودكي با شيوه هاي متنوع براي كودكان فراهم شود تا بسترساز يك فرهنگ اجتماعي و قانون پذير در بزرگسالي باشد. -عدم تمركز حواس: در برخي از موارد، رخداد تخلف ناشي از عدم تمركز حواس رانندگان و در نتيجه بي توجهي آنها به قوانين و مقررات رانندگي مي باشد ، در اينگونه موارد فرد به رغم ميل باطني و با انگيزه‌هاي شخصي مرتكب خلاف مي شود، از مصرف الكل و داروهاي روان گردان تا مكالمه با تلفن همراه، خوردن و آشاميدن، استعمال دخانيات و ... از جمله عوامل اختلال در حواس رانندگان هستند كه جز خود راننده كسي در انجام آن دخيل نمي باشد(محمدیان، 1391). -محرك هاي دروني: خشم و عصبانيت ، اضطراب و اضطرار ، استرس، هيجان و هرگونه عاملي كه موجب برانگيختن احساسات رانندگان شود، مي تواند به عنوان محركي جهت انجام تخلفات ترافيكي تلقي شود، بطور مثال در موارد اضطراري، فرد به راحتي اقدام به بي قانوني خواهد كرد و يا در حالت اضطراب و استرس، تمركز رانندگان از بين رفته و ممكن است، مرتكب تخلف شوند(محمدیان، 1391). هر يك از عوامل انساني، ذكر شده بالا منجر به نوعي رانندگي خواهد شد، كه به رانندگي تهاجمي معروف است در اين نوع رانندگي فرد در جهت آسيب رساندن به خود و يا در خطر قرار دادن ديگران، به نوعي رانندگي مي كند كه موجبات اين موارد را فراهم مي‌سازد، در اين شرايط، قدرت و ادراك راننده از حالت طبيعي خارج و تسلط او بر خودش كاهش يافته و در موقعيت خطرپذيري قرار مي‌گيرد كه مي‌تواند منجر به بروز تخلفات و در نتيجه وقوع تصادفات گردد(محمدیان، 1391). شخصیت فردی و رفتار رانندگی: برخلاف تصور برخی از افراد، نحوه رانندگی با اتومبیل بیش از ظاهر آن می‌تواند فرهنگ و سطح اجتماعی فرد را نمایان سازد؛ زیرا چگونگی رانندگی با اتومبیل، بخوبی نشان‌دهنده وجوه مختلف شخصیتی و رفتاری و درک اجتماعی یک انسان می‌باشد(سوری، 1388). در واقع نحوه رانندگی، نمونه‌ای بارز از اخلاق اجتماعی اشخاص می‌باشد؛ چراکه رعایت قانون و مقررات، احترام به حقوق دیگران. آستانه تحمل فردی در مقابل محرک‌های ترافیکی و میزان پاکیزگی و سلامت اتومبیل و ایجاد فضای آرام برای سرنشینان و رانندگان دیگر، همگی نمونه‌هایی از رفتار اجتماعی راننده است که در هنگام رانندگی ناخودآگاه از شخصیت واقعی او منعکس می‌شود(سوری، 1388). آمار‌ها نشان می‌دهد که 90 تا 95 درصد تصادفات، رفتار انسان، عامل تعیین‌کننده اصلی است و رفتارهای ضداجتماعی با خشونت در رانندگی و نحوه رانندگی خشن نیز با تصادفات رابطه داشته است. در این راستا، بررسی‌های متعددی درخصوص رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و رفتار رانندگی صورت گرفته است. به نظر می‌رسد عناصر خاصی از شخصیت باعث رفتارهای قانون‌شکنانه در رانندگی می‌شود، ازاین‌رو این رفتارها منجر به برآورده شدن برخی از نیازهای شخصی فرد گردیده؛ هرچند که با سیستم قانونمند محیط اطراف مغایرت دارد(سوری، 1388). محققان ترافیک معتقدند بیش از 90 درصد تصادفات تا اندازه‌ای به دلیل شخصیت راننده و وابسته به رفتارهای راننده است و رانندگی مخاطره‌آمیز سبب نتایج منفی می‌شود. رانندگی خطرناک شامل رانندگی رقابت‌جویانه (لذت بردن از مانور دادن در میان دیگر رانندگان)، رانندگی خطرپذیر (پذیرش خطرات رانندگی برای هیجان و لذت)، رانندگی همراه با خطرپذیری بالا (سرعت و سبقت ناگهانی)، رانندگی پرخاشجویانه مانند (رانندگی با فاصله کم با خودروهای دیگر که اغلب به منظور تنبیه رانندگان صورت می‌گیرد، گاز دادن از روی خشم، ژست‌های خشمناک) نگرش‌های مزبور و ویژگی‌های شخصیتی که گسترش این رفتارها، ایمنی را به طور جدی تهدید می‌کند(رستم زاده، 1387). به هر حال اکثر جوانان با رفتار رانندگی پرمخاطره درگیر هستند که آمار تصادفات جوانان بیانگر این موضوع می‌باشد. ویژگی‌های شخصیتی این افراد به احتمال قوی در بروز رفتارهای پرخطر دخیل می‌باشد که برای بسط و توسعه سیاست‌های ایمنی ترافیک نیاز به توضیح و بررسی بیشتر دارد. تا راه‌حل‌هایی برای کاهش درصد تصادف و مرگ‌و میر پیدا شود(رستم زاده، 1387). اخیرا با افزایش توجه افراد به اتومبیل، رفتارهای جالبی از بعضی رانندگانی که سعی دارند با اتومبیل یا شیوه رانندگی خود، نظر دیگران را جلب کنند، سرمی‌زند. آنها معمولا با سرعت و سبقت غیرمجاز و هراس‌انگیز و انجام حرکات نمایشی در محل‌هایی که رانندگان معمولی و خانواده دیگران در آن رهگذرند، لجبازی با دیگر رانندگان، سعی بر جذب افراد خاص و جلب توجه اطرافیان دارند؛ اما این کار نه‌تنها جذاب و شاهکار نیست؛ بلکه نشانه ضعف فرهنگی و عدم کنترل فردی نیز به شمار می‌رود(شاکری نیا، 1388). عدم رعایت حقوق دیگر رانندگان و تجاوز به حریم آنها یا ایجاد وحشت و اضطراب در بین دیگران نشانه خشونت و بدرفتاری فرد می‌باشد و او را شخصی گستاخ و متجاوز معرفی می‌کند. رانندگی در دو جمله یعنی رعایت قانون مقررات و رعایت حقوق و حریم دیگران. ما باید این باور را در ذهن خود بپرورانیم که از عدم رعایت قانون و مقررات راهنمایی و رانندگی نمی‌توان برای نمایش توانمندی‌ها و استعدادهای نهفته خود استفاده کرد؛ چراکه با این کار تنها شخصیت ما نزد دیگران تضعیف می‌شود و موجب ترویج و توسعه فرهنگ غلط رانندگی در بین اطرافیان و اعضای خانواده خود می‌شویم(سامر1، 2006). تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که ویژگی‌های شخصیتی در رانندگی پرمخاطره نقش دارد. با توجه به شیوع رفتارهای حادثه‌ساز رانندگی و رانندگی‌های پرمخاطره و همچنین ازدیاد تصادفات در بین رانندگان جوان... پیشنهاد می‌گردد: شناسایی رانندگان پرخطر و ارائه مشاوره و راهنمایی و آموزش اختصاصی به آنان از طریق مشاورین روانشناسی و پلیس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است(شاکری نیا، 1388). همچنین تشویق رانندگان هیجان‌جو برای حضور در فضاهای کنترل شده همچون مسابقات اتومبیلرانی، موتورسواری و... می‌تواند سبب ارضای نیازهای هیجان‌جویی و تجربه‌جویی آنان گردد که با افزایش این فضاها می‌توان رفتارهای رانندگی پرمخاطره را کم و نهایتا التهاب و هیجانات رانندگی پرخطر آنان را در بزرگراه‌های شهری و آزادراه‌های خارج از شهر شدیدا کاهش داد(رستم زاده، 1387). 2-2-2- ویژگی های شخصیت: ارگانيسم انسان ويژگيهاي متفاوت از ساير گونه ها دارد، و اين تفاوتها درمطالعه شخصيت، اهميت خاصي پيدا مي كند. رفتار انسان اغلب علل گوناگون دارد و مي تواند از فردي به فردي ديگر تغيير كند؛حتي اگر رفتار مورد مشاهده يكي باشد، افراد مختلف مي توانند از رفتاري يكسان، درك متفاوتي داشته باشند و همان رفتار مي تواند به دلايل مختلفي از افراد سر بزند. اين پيچيدگي همچنين به دلايل اين است كه رفتارها نه تنها از شخصيت افراد بلكه از موقعيت ها و شرايط و چه بسا از تناسب ويژگيهاي شخصيتي با اين موقعيتها و شرايط، ناشي شده، قوت و ضعف هايي را بدنبال دارد( گروسی،1380). شخصیت از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و هر یک آن را بر اساس چارچوب رویکرد مربوط به خود تعریف کرده اند، از جمله گوردون آلپورت (1937)، یعنی کسی که به نظر بسیاری بنیان گذار مطالعات نوین شخصیت است، شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است. سازمان پویایی از سیستم های روان ـ تنی فرد است که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می کند. گیلفورد (1959) یکی دیگر از محققان معروف، شخصیت را بدین گونه تعریف کرده است، شخصیت عبارتند از: الگوی منحصر به فرد صفات شخصیتی است(راس3، 1992؛ به نقل از صداقت، 1390). روان شناساني چون کتل4، فرنچ5 و گیلفورد ، دست به روی رگه هایی از شخصیت گذاشته اند و سعی کرده اند از مجموع خصایص انسانی جدولی تحت عنوان رگه های عمومی شخصیت در زمینه های متفاوت انگیزش ها ، عوامل مرتبه دوم و عوامل مزاج فراهم نمایند .گیلفورد فرمول بسیار قاطعی را در این مورد پیشنهاد کرده است که بر حسب آن شخصیت یک فرد به منزله ی یک منظومه ی تخصصی رگه هاست (به نقل از خردمندزاده، 1390). روان شناسان شخصيت مدتي طولاني از اين حقيقت رنج برده اند كه نوعي اختلاف نظر كم و بيش مستمر درباره ي اين كه شخصيت را چگونه مي توان تعريف كرد وجود داشته است. برخي افراد كه در اين زمينه مطلب مي نويسند سعي كرده اند با ناديده گرفتن مسئله با آن برخورد كنند و چنين وزوز كنند كه خوانندگان شان متوجه نخواهند شد كه نوشته هاي آن ها تعريفي را كم دارد. افراد ديگري كه در اين مورد دست به قلم مي برند چند تعريف واگرا نقل مي كنند به نشانه اين كه واقعاً روشن نيست كه شخصيت چيست. با اين حال برخي ديگر به اين گفته بسنده كرده اند كه شخصيت متشكل از هر چيزي است كه آزمون هاي شخصيت آن را مي سنجند يا هر چيزي كه نظريه پردازان شخصيت تصميم مي گيرند كه توجه خود را به آن معطوف سازند ( كارور1 و شاير2 1996). با اين وجود ، وقتي كه كلمه شخصيت به كار برده می شود شايد دلايل زير مهم باشد : يك دليل براي استفاده از واژه ي شخصيت تمايل به انتقال مفهومي از همساني يا استمرار در خصوصيات شخصيتي يك فرد باشد. دليل دومي كه افراد كلمه ي شخصيت را به كار مي برند انتقال اين معناست كه هر كاري كه فرد انجام مي دهد ( يا تصور مي كند يا احساس مي كند ) به طريقی از درون سرچشمه مي گيرد. و دليل سومي كه براي انتخاب واژه ي شخصيت وجود دارد. اين واژه اغلب اين مفهوم را مي رساند ، كه چند ويژگي برجسته تقريباً درباره ي هر شخصي وجود دارد كه به مفهومي مي تواند به عنوان خلاصه اي از آن چه كه آن شخص به آن شباهت دارد به كار رود ( كارورو شاير ، 1996؛ به نقل از سید محمدی، 1387). بی تردید شخصیت یکی از بحث های عمده و محوری روان شناسی و هدف نهایی همه برر سی های مرتبط انسان است . شخصیت را می توان مجموعه صفات مشخص هیجانی و رفتارهای شخصی از زندگی روزمره توصیف کرد که معمولا" با ثبات وقابل پیش بینی است. هرگاه یکی از صفات به طور بر جسته بروز کند فرد شخصیت خاصی را نشان می دهد . ویژگی های جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند(گروسی،1380). شخصيت را شايد به توان اساسی ترين موضوع علم روانشناسی دانست، زيرا محورهای اساسی بحث شخصيت در زمينه های يادگيری، انگيزه، ادراک، تفکر، احساسات و عواطف است. مفهوم شخصيت تصوير صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسيم می شود، يعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصيتی ارايه می دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزيابی می کند( گاردنر1، 1997 و هيل2، 1998؛ به نقل از جمال فر، 1388).

92

Uncategorized

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

@ 2017 childcare-Care WordPress Theme.