پایان نامه های از دانشگاه های آزاد و سراسری

مجموعه کامل پایان نامه دسترسی متن کامل پایان نامه

جدید- –433

- –433

(سایت دانلود مقاله )- –433

3-3- جامعه و نمونه آماری؛ و روش نمونه گیری و برآورد حجم آن57
3-4- روش و ابزار گرد آوری داده ها57
3-5- مراحل طراحی ابزار گرد آوری داده ها57
3-6- تعیین روایی و پایایی ابزار گرد آوری داده ها59
3-6-1- پایایی (قابلیت اعتماد) ابزار گرد آوری داده ها59
3-6-2- روایی (اعتبار) ابزار گرد آوری داده ها60
3-7- روش های تجزیه و تحلیل داده ها60
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها61
4-1-پیش درآمد62
5-2-بررسی توصیفی داده ها63
5-3-بررسی فرضیه های پژوهش64
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری70
5-1 مقدمه71
5-2-بحث و نتیجه گیری72
5-3 - محـدوديت‌هاي تحقيق75
5-4 - پيشنهـادات75
5-4-1- پيشنهـادات پژوهشی75
5-4-2- پیشنهادات کاربردی76
فهرست منابع و پیوستها78
«فهرست جداول»
جدول 3-1: مقادیرآلفای متغیرها60
جدول 4-1: شاخص های توصیفی باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر63
جدول 4-2 : همبستگی های متقابل برایبین باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر63
جدول 4-3 : خلاصه تحلیل رگرسیون گام به گام رابطه باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر65
جدول 4 -4 :آزمون تجزیه وتحلیل واریانس برای معنی داری مدل گام به گامرابطه باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر66
جدول 4-5 - خلاصه نتايج رگرسيون گام به گام براي پيش بيني رابطه باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر67
جدول( 4-6) : همبستگیبین باورهای غیر منطقی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر68
جدول( 4-7) : همبستگیبین افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر69
«فهرست نمودارها»
نمودار4-1- رابطه بین باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر64
نمودار4-2- باقی مانده یا مقادیر تبیین نشده رابطه بین باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر66
چکیده
رفتار پرخطر رفتاری است که فرد را در معرض عواقب بد یا ناخوشایند قرار می دهد. هدف از انجام این تحقیق، تعیین و سنجش رابطه بین باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختراست. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش،تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دخترمقاطع دبیرستان دوره دوم شهر رشت است. نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده است. و تعداد 234 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از روش میدانی، پرسشنامه استفاده شده است. و تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS20 انجام شده است. برای تحلیل داده ها آزمون فرض‌هاي تحقيقجهت تعيين رابطه متغييرهاي پيش بين (باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی) با متغير ملاك (گرایش به رفتارهای پرخطر) از تحليل رگرسيون چند متغیری به کار رفته است. بين باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دخترازنظر آماری معنی دار است(01/0>p). بين باورهای غیر منطقی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر، همبستگی مثبت به میزان (30/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(01/0>P). بين افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختر، همبستگی مثبت به میزان (44/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(01/0>P). نتایج بررسی حاضر نشان داد که در ظهور رفتارهای پرخطر نوجوانان، هر دو بعد باورهای غیر منطقی و افکارخودآیند منفی نقش مثبت داشته است. به منظور طرح مداخلات پیشگیرانه در زمینه کاهش رفتارهای پرخطر نوجوانان، باورهای غیر منطقی و افکارخودآیند منفی باید در نوجوانان در اولویت برنامه ها قرار گیرد.
واژگان کلیدی: رفتار پرخطر، باورهای غیر منطقی، افکارخودآیند منفی.
فصل اول:
کلیات تحقیق

مقدمه
رفتارهايپرخطرمهمترینعاملبهخطرافتادنسلامت جامعهاند.امروزهشیوعرفتارهايپرخطربه خصوصدرنوجوانان وجوانانبهیکیازمهمترینوگستردهتریندلنگرانی هاي جوامعبشريتبدیلشدهوعلیرغمفعالیت هايسهدههگذشته رفتارهايمخاطرهآمیزدرسطحجهاندارايرشدتصاعدي بودهاست. علترشدشایداینباشدکههنوزجهانوکشورهايدر حالتوسعهبهایننتیجهنرسیدهاندکهبایدانرژيبیپایانوجاهطلبیجوانانرادركنمایند. وبهخلقفرصت هايواقعی برايجوانانبپردازند(امینیپور وعامري، 1376).درایرانحدود13 درصددانشآموزانپایههايسوم راهنماییتاسومدبیرستانکشوردرمعرضخطرموادمخدر قراردارندوبراساسیپژوهشیکهرويدانشاموراناینپایه هادرسراسرکشورتوسطدفترپیشگیريازآسیب هاياجتماعی وزارتآموزشوپرورشانجامشده،5درصددانشآموزاناینپایهحداقلیکبارموادمخدرمصرفکردهاند.3/13 درصد آنها در معرضخطرمصرفموادمخدرو35درصد تجربهحداقلیکبارسیگارکشیدنرادارند71/8 درصد آنهادرمعرضخطرویادرآستانهکشیدنسیگارهستند (کریمی و همکاران، 1383). بنابرینضرورياستکهیکهماهنگیبینبرنامههاي بهداشتمدارسبه صورتخطمشیحمایتیجامعهوآموزش رفتارهايسالمبرايتاثیربردانشآموزانبه وجودآید. پس تغییررفتارهايبهداشتیمردممستلزماطلاعوآگاهیآنهاست دراینراستامربیانبهداشتمدارسبیشترباافرادکمسن وسالوخانوادههاسروکاردارندومیتوانندسهمبسیارمهمی درارتقاءآگاهیسایرینداشتهباشند.مربیانبهداشت مسئولیتآموزشدانشآموزانواولیاءآنها،کارکنانمدارسو همکاريبامراکزبهداشتیودرمانیدرجهتکنترلو پیشگیريازبیماری هارابه عهدهدارند.بنابراینافزایشمیزان آگاهیوآموزشمستمرآنهاحائزاهمیتاست. لذا؛ از آنجایی که میزان خطر پذیری نوجوانان و جوانان نسبت به دیگر دوره های سنی بالاتر است، گرایش بیشتری به این نوع رفتارها دیده می شود.
بیان مساله
يكيازاهدافمهمبرنامههايتوسعةهركشور،كاهشآسيبهاياجتماعياستكهتحققودستيابيبهاينهدف،نيازمندشناختعواملمؤثرايجادآندرجامعهميباشد. امروزهمحققينسرمايةاجتماعيرايكيازعواملزمينهسازومؤثردرسلامتاجتماعيوكاهشخطرپذيريدرجامعهميدانند(کارن، 2007). سوث،1995جوانانبهدلیلبحرانهویت،بحرانهايروانیناشیازمشکلاتاجتماعی،ماجراجویی،لذتجویی،وتنوعطلبیبیشازسایرگروههاياجتماعیدرمعرضاستفادهازموادمخدرقرارمی گیرند.نوجواناندردورهايازتحولبهسرميبرندكهتغييراتسريعدرقلمروزيستي،رفتاري،شناختيوعاطفيازويژگيهايبارزآنهابهشمارميرود. اينتغييراترشديناخواسته،فشارهاييرابرنوجوانانتحميلميكند. بخشيازاينفشارها،ناشيازتغييراتجسماني(مانندهورموني،تغييرناگهانياعضايبدنوظاهرجسمي) وبرخيديگرناشيازعواملاجتماعي/ فرهنگي (ازجملهفشاردوستانبرايمصرفسيگار،نقلوانتقالهايخانوادگي،تغييرمدرسه،اختلافوكشمكشبينوالدينويافشارخانوادهبرايپيشرفتتحصيليدرمدرسهودلبستگيبهگروههايخارجازخانواده ) ،باعثمیشودپرخاشگريوبزهكاريدرآنانرواجیافتهواستفادهازموادشروعبهافزايشكند (زرگرو همکاران،1391). خطرپذيريبهرفتارهاييهمچونسيگاركشيدن،مصرفموادمخدر،الكل،رانندگيخطرناكوفعاليتجنسيزودهنگامگفتهميشودكهاحتمالپيامدهايمنفيومخربجسمي،روانشناختيواجتماعيرادرفردافزايشدهد. خطرپذيريعلاوهبراينكهانجامرفتارهايپرخطررادربرميگيرد،بهآسيبپذيريودرمعرضخطربودنازسويمحيطونزديكانونيزگرايشها،تمايلاتوباورهاينادرستوتهديدكنندةفرددرموردرفتارهايپرخطراشارهدارد (محمدي زادهواحمدآبادي،1387). رفتارهايپرخطرازحیثصدماتوخسارتهايجبرانناپذیرتحصیلی،روانی،دارویی،اجتماعی،قانونی،بهداشتیواقتصاديمثلتركتحصیل،عدمموفقیتتحصیلیوشغلیجسور 1992رکودعلمی،انتشاربیشترمصرفمواد (رحیمیموقروهمکاران،1384)،خطربرقراريرفتارهاينامعمولوپرخطرجنسیوافزایشاحتمالابتلابهبیماريهايمقاربتیبهخصوصایدز( بوید،مککابودآرسی،2003،مارکوییزوگالبان، 2004) وهزینههايزمانیومالیاقداماتتغییررفتار( سلیمانینیا،و همکاران، 1384) قابلتوجهاست. نظريهپردازانروانشناسي،جامعهشناسيوبهداشت،عواملمتعدديرابرايخطرپذيريجوانانونوجوانانمطرحنمودهاند. گروهيويژگيهايشخصيتي(هاوکینزوویز، 1985)،گروهييادگيريمشاهدهاي( بندورا، 1986) وگروهيدیگرشناختهاوباورهارابهعنوانعواملمستعدكنندهوآشكارسازخطرپذيريدرآنهامطرحنمودهاند ( شپرد و همکاران،2004).
جورجکلی (1955) معتقداستباورها،قوانینیاستکهبهوسیلهآنهافردتجربیاتخودراتعبیروتفسیرمیکندبهنظردالوس (1991). باورهامشتملبرحقایقیاستکهماراهدایتمیکندتابهشکلخاصیبهزندگیواکنشنشاندهیم. هرفردمجموعهایازتفکراتعمومیداردکهعقایدمرکزییاباورهایبنیادیخواندهمیشوند. معمولااینباورهانیمهآگاههستندوآشکارمیکنندکههرفردچگونهنسبتبهزندگیواکنشنشانمیدهد. زمانیکهیکواقعهرشتهافکاررافعالمیکندآنچهکهشخصآگاهانهفکرمیکند،بستگیبهباورهایبنیادیایداردکهبهصورتنیمهآگاهدرموردآنواقعهبهکارمیافتد. اینکهحقایقخاصیبرایافراددارایمفهوماست،بهباورهایفردبستگیدارد (بهنقلازفرگات، 2002). ارزیابی افراد در موقعیت های رویارویی زندگی از جمله استرس با سیستم شناختی فرد و تناسب آن با رفتارهای منطقی آنان به هم وابسته اند. برهمین اساس بسیار از مشکلات را میتوان زاده باورهای غیر منطقی و خیالات بی معنای انسان دانست(من دیک و همکاران،2010). اما باورهای منطقی در دراز مدت و با آگاهی بیشتر باعث احساس بهتر خواهد شد و اهداف مشخص تری را در زندگی به فرد نشان می دهد(فیروز بخت،1392). باورهای غیر منطقی هم چنین تآثیر زیادی در سبب شناسی آسیبها از جمله افسردگی دارند(من دیک و همکاران،2010). تا زمانی که تفکر غیر منطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهد بود. فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیر منطقی خود می کند احتمالا خود را حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد(تقی پور ،1377). طبقنظرالیسعلتاصلیناراحتی‌هایاحساسی،ناشیازطرزتفسیریاستکهازجهانداریم. نقطه‌نظرهایغیرمنطقی،منجربهافکارمنفیواتوماتیکعلیهخودمی‌شوند. ودرنتیجهرویرفتاراثرنامطلوبگذاشته،تواناییمارادرکنارآمدنبامسئلهدشوارمی‌سازد (بنسونواستوارت،ترجمهقراچه‌داغی، 1392). افکارخودکارمنفی،كيفيتيذهنيهستندكهبرتواناييشخصدربرخوردباتجربههايزندگياثرگذاشتهوهماهنگيرابيجهتمخدوشميسازدوواكنشهايبيتناسبودردناكتوليدميكند. افكارخودکارمنفي،بخشياززندگيوجزييازآنشدهاستبههمينعلتآنراافكاراتوماتيكياافكارخودكارمنفيناميدهاند،زيرابدونارادهفرد،خودبهخودوبدوناينكهخواستهشونددرذهنفردجاريميشودوفردكمترينشكبهحقانيتووجودخارجيدانستنآنهاندارد (عبدیزرینوهمکاران،1387). پژوهش هانقشافکار،شناختوباورافرادرادررفتارپرخطرتاییدمیکنند،امااینتحقیقاتبسیارمحدودبودهوکمترمتغیرهاییمانندافکارخودکاروباورهایغیرمنطقیدراینرفتارهاموردبررسیقرارگرفتهاست. ازطرفیامروزهنقشواهمیتشناخت،افکاروباورهادرشکلگیریرفتاروپاسخبهشرایطومشکلاتمحیطیموردتوجهقرارگرفتهاست. لذا؛پژوهشحاضرباهدفتعیینرابطهبینباورهایغیرمنطقیوافکارخودآیندمنفیباگرایشبهرفتارهایپرخطردرنوجوانانطراحیگردیدهاست.
اهمیت و ضرورت پژوهش
نوجوانانسرمایههایمعنویجامعهمیباشندوسلامتیروحوجسمآنهاتضمینکنندهیسلامتجامعهدرآیندهاست. بنابراینمسایلآنهاازجملهمسایلیاستکهبایدتوجهیویژهبهآنمبذولداشت. رفتارپرخطروبزهکاری،ازتجلیاترفتارضداجتماعیوسازشنایافتههستندوبهعنوانیکیازمقولاتمهمدرحوزهمسایلنوجوانانوجوانانبهشمارمیرود. درجوامعامروزی،رفتارپرخطرمسئلهایاستکهاثراتنامطلوبیرادرحیاتفردیوخانوادگیافرادبرجایگذاشتهوموجبنابسامانیهایاجتماعیفراوانیاست. بهمنظورشناختعواملمرتبطبهگرایشبهاینرفتاروپیشگیریازبروزآنها،انجامپژوهشهایکاربردیدراینزمینهضروریمینماید. هرچند که هیچ یک از بخش های جامعه از عواقب ناگوار رفتارهای پرخطر تهدید کننده در امان نیستند، اما بعضی از گروه های اجتماعی از جمله نو جوانان در معرض خطر بیشتری قرار دارند، به طوری که بسیاری از قربانیان رفتارهای پرخطر در آینده از میان نوجوانان امروزی خواهند بود. بسیاری از نوجوانان در مقابله با دشواری ها و بحران دوره ی نوجوانی، دست به رفتارهایی میزنند که سلامت حال و آینده آنان را مورد تهدید قرار می دهد. مصرف مواد، خشونت و رفتارهای جنسی نا ایمن، عامل بسیاری از موارد مرگ و میر در سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی را تشکیل میدهند (لیندبرگ،2000، 1). باید توجه داشت که نوجوانی، دوره ای است که در آن جنبه های مختلف سلامت روان فرد دستخوش تغییر می گردد و یکی از علل عمده روی کار آمدن اغلب نوجوانان به رفتارهای پرخطر، مقابله با احساس افسردگی، اضطراب، ناکارآمدی، افت اعتماد به نفس، رضایت از زندگی، ناتوانی در پذیرش خود و مشکلاتی از این قبیل است(سلیمانی و همکاران، 1384). با توجه به این که 40 درصد جامعه ما در گروه سنی زیر 20 سال هستند، ضرورت انجام این بررسی برای تدوین راهبردها و مداخله های علمی در این گروه سنی که آینده سازان جامعه به شمار میروند ضروری به نظر می رسد.
اهدافتحقیق
اهدافپژوهش؛دراین تحقیقبهشرحزیردنبالشدهاست:
هدفاصلی:
- تعیینرابطهبینباورهایغیرمنطقیوافکارخودآیندمنفیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختر
اهداففرعی
- تعیینرابطهبینباورهایغیرمنطقیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختر.
- تعیینرابطهبینافکارخودآیندمنفیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختر.
سوالات تحقیق
براساسمسئلهتبیینشدهسوالاتدرتحقیقحاضربهشرحزیراست:
سوالاصلی
آیابینباورهایغیرمنطقیوافکارخودآیندمنفیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختررابطهوجوددارد؟
سوالاتفرعی
- آیابینباورهایغیرمنطقیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختررابطهوجوددارد؟
- آیابینافکارخودآیندمنفیباگرایشبهرفتارهایپرخطردردانشآموزاندختررابطهوجوددارد؟
فرضیه های پژوهش
هرفرضیّه،یکحدسواحتمالزیرکانهمبتنیبردانشیاتجربهدرموردحلیکمسالهیاپاسخیکسوالاستوآنرامیتوانبهعنوانیکرابطهفرضیبیندومتغیردانستکهبهصورتگزارههایقابلآزمونارائهمیشود (خاکی،1390). درتحقیقحاضرفرضیههایپژوهشبهشرحزیراست:
فرضیه ی اصلی:
بین باورهای غیر منطقی و افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختررابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
بین باورهای غیر منطقی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختررابطه وجود دارد.
بین افکار خودآیند منفی با گرایش به رفتارهای پر خطر در دانش آموزان دختررابطه وجود دارد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها واصطلاحات تحقیق
1-7-1- گرایشبهرفتارهایپرخطر
تعریفمفهومی:گرایشبهرفتارهایپرخطرعلاوهبراينكهانجامرفتارهايپرخطررادربرميگيرد،بهآسيبپذيريودرمعرضخطربودنازسويمحيطونزديكانونيزگرايشها،تمايلاتوباورهاينادرستوتهديدكنندةفرددرموردرفتارهايپرخطراشارهدارد (محمديزادهواحمدآبادي،1387).
تعریفعملیاتی :گرایشبهرفتارهایپرخطردراینپژوهشگرایشبهرفتارهایپرخطرعبارتاستازنمرهایکهآزمودنیدرپرسشنامةخطرپذيرينوجوانانايراني (1387IARS-) کسبمیکند.
1-7-2- باورهایغیرمنطقی
تعریف مفهومی:خواستهاواهدافیهستندکهبهصورتترجیحاتضروریوالزامیدرمیآیندوتبدیلبهاهدافاجباریوالزامیوقطعیمیگرددبهطوریکهاگربرآوردننشوندبهآشفتگیواضطرابمنجرمیگردد(برنارد، 1991؛بهنقلازرشیدیوهمکاران، 1389).
تعریف عملیاتی:دراینپژوهشباورهایغیرمنطقیعبارتاستازنمرهایکهآزمودنیازپرسشنامه(باورهایغیرمنطقیاهواز-1384- IBT-A4)کسبمیکند.
1-7-3- افکارخودآیندمنفی
تعریف مفهومی: افكارخودآیندمنفیكيفيتیذهنیاستكهبرتوانايیشخصدربرخوردباتجربههایزندگیاثرگذاشته،هماهنگیرابیجهتمخدوشمیسازدوواكنشهایبیتناسبودردناكتوليدمي كندافكارمنفی،بخشیاززندگیوجزيیازآنشدهاستبههمينعلتافكارمنفیراافكاراتوماتيك ياافكارخودكارمنفیناميدهاند،زيرابدونارادهفرد،خودبهخودوبدوناينكهخواستهشونددرذهنفردجاریمیشودوفردكمترينشكبهحقانيتوجودخارجیدانستن آنهاندارد. افكارمثبتكمككنندهومنجربهسختروييافرادمیشود.ولیبرعكسافكارمنفیباعثمیشودكهفردهمهچيزرامنفیببيندواحساسحقارتداشتهباشد(عبدیزرینوهمکاران،1387).
تعریف عملیاتی: دراینپژوهشافکارخودکارعبارتاستازنمرهایکهآزمودنیدرمقیاسهولونوکندال (1980) کسبمیکند.
قلمرو تحقیق
قلمروپژوهشمشخصمینمایدکهمحققازلحاظموضوعی،زمانیومکانیپژوهشرابهچهصورتانجامدادهاست.
1-8-1- قلمروزمانی
این پژوهش بازه زمانی شهریور ماه سال1393 تا بهمن ماه سال 1393 انجام شده است.
1-8-2- قلمرو مکانی
دراین پژوهش قلمرو مکانی دبیرستان های دخترانه مقاطع دوره دوم شهر رشت هستند.
1-8-3- قلمرو موضوعی تحقیق
با توجّه به موضوع مورد پژوهش، متغیرهای رفتار پرخطر، باورهای غیر منطقی و افکار خود آیند منفی در کلیه دانش آموزان دخترمقاطع دبیرستان دوره دوم شهر رشت مورد مطالعه قرار گرفت. و در حوزه مطالعات روانشناسی عمومی جای دارد.
فصل دوم:
مبانی نظری و
پیشینه پژوهش

پیش درآمد
در این فصل سعی شود که متغیرها ی تحقیق و نظریه ها مطرح شده در رابطه با این متغیرها از نظر پیشینه و پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده مورد بحث وبررسی قرار می گیرد. به عبارتی دیگر سازماندهی مطالب این گونه است که ابتدا اهمیت و تعریف هر کدام از متغیرهای تحقیق مطرح و سپس به نظریات و دیدگاه های متعددی که در این زمینه وجود دارد استناد شود.
بخش اول:
رفتار پرخطر
2-2- رفتار پرخطر
رفتارپرخطر،رفتارياستکهفردرادرمعرض عواقببدیاناخوشایندقرارمیدهد. همچنینعدماستفاده ازوسایلحفاظتفرديدرحینکارکهمیتواندمنجربه آسیبهايشغلیشود.رفتارناایمنعملیاستکهخارجاز حدوداستانداردوتعریفشدهدرسیستمقرارداشتهو میتواندسطحایمنیوسلامتسیستمراتحتتأثیرقرار دهد (مولن ،2004؛ به نقل از سوري و همکاران،1392).
امروزه،رفتارهايپرخطربهرفتارهاییگفتهمیشودکهسلامتوبهزیستینوجوانان،جوانانوسایرافرادجامعهرابهخطرمی اندازد(ماهر ، 2004).
رفتارهايپرخطرمهمترینعاملبهخطرافتادنسلامتجامعهاند.امروزهشیوعرفتارهايپرخطربخصوصدرنوجوانانوجوانانبهیکیازمهمترینوگستردهتریندلنگرانیهايجوامعبشريتبدیلشدهوعلیرغمفعالیت هايسهدههگذشتهرفتارهايمخاطرهآمیزدرسطحجهاندارايرشدتصاعديبودهاست.علترشدشایداینباشدکههنوزجهانوکشورهايدرحالتوسعهبهایننتیجهنرسیدهاندکهبایدانرژيبیپایانوجاهطلبیجوانانرادركنمایند. وبهخلقفرصت هايواقعیبرايجوانانبپردازند (سوري و همکاران،1392).
برطبقآمارهايمرکزکنترلپیشگیريبیماریهاشیوعرفتارهاییکهسلامتیرابه خطرمیاندازنددرجامعهجوانانوسالمندانروبهافزایشاست.مصرفسیگار،مصرفتنباکو،غذاهايپرچرپومصرفکمفیبر،عدمفعالیتفیزیکی،مصرفالکل، رفتارهايپرخطرجنسی،سوءمصرفموادو..... رفتارپرخطرمحسوبمیشوند.مصرفالکلدربینجوانانازجملهرفتارپرخطرياستکهعلاوهبرایجاددردسربرايفاعلآن،هزینههايبسیارزیاديرانیزبرجامعهتحمیلکردهوموجبمرگمیلیونهاجوانوتحمیلمیلیاردهادلارهزینهبرجوامعانسانیمیشود. درکشورهاياروپاییوامریکایینوشیدنالکلبطورهفتگیدرپسران15 سالهبیشتر ازدختراناست(بلوسک و روم، 2004).
متاسفانهدرجامعهایرانمصرفالکلباوجودحرامبودندرشرعومحکومیتدرفرهنگ،درحالیبارشدمواحههاستکهمتخصصینمغزواعصابهمنسبتبهاثراتسوءالکلبرسیستمعصبیومحیطیهشدارجديدادهاند(کریمی و نیکنامی، 1383 .(مطالعاتمختلفدربارهالگويسیگارکشیدندربیننوجوانانامریکاییواروپایینشانمیدهدکه11 تا57 درصد پسران 15 سالهو12 تا67 درصددختران15 سالهدرطولهفتهسیگارمیکشند.درایرانحدود 13درصد دانشآموزانپایههايسومراهنماییتاسومدبیرستانکشوردرمعرضخطرموادمخدرقراردارندوبراساسیپژوهشیکهرويدانشاموراناینپایههادرسراسرکشورتوسطدفترپیشگیريازآسیب هاياجتماعیوزارتآموزشوپرورشانجامشده،5 درصد دانشآموزاناینپایه هاحداقلیکبارموادمخدرمصرفکردهاند 13درصدآنهامعرضخطرمصرفموادمخدرو35 درصد تجربهحداقلیکبارسیگارکشیدنرادارند 71/8 درصد آنهادرمعرضخطریاآستانهکشیدنسیگارهستند. 12 درصد دانشآموزانحداقلیکبارالکلنوشیدهاندو 15/8درصدآنهانیزدرآستانهارتکاباینرفتارپرخطرهستدگرایشروزافزوننوجوانانوجوانانایرانیبهدخانیاتوکاهشسنمصرفسیگاردرکنارآن،میزاناستفادهازدخانیاتوسیگاررادرکشوربالابردهاست)کریمی و نیکنامی، 1383).
به طوری کهبراساسبرآوردستادمبارزهباموادمخدر،درحالحاضر40 تا45 هزاردانشآموزدرمعرضخطراعتیادبهموادمخدرو 600هزارنفردرمعرضخطراستعمالسیگارقراردارنداعتیادورفتارهايپرخطرجنسیازمهمترینرفتارهايمخاطرهآمیزهستندکهفردوجامعهرادرمعرضابتلاءبهبیماریهايعفونیخطرناکیمانندایدزوهپاتیتهايویروسیقرارمیدهد. گزارشرفتارهايپرخطرجنسیدر کشورهايامریکاییواروپاییالگوهايجنسیمتفاوتیرانشاندادهاست. به طوری کهفعالیتهايجنسیدر70 درصد دخترانو80 درصد پسرانبااستفادهازکاندومبودهاست.بطورمیانگین85 درصد دخترانو86درصد پسرانگزارشنمودندکهبیشازیکبارازفرمهايکنتراسپتیوهادرطیفعالیتجنسیگذشتهاستفادهنمودهاند.همچنیندرصدبالاییاز دانشآموزاندبیرستانیگزارشنمودندفعالیتجنسیبالاییداشتهاند.ایدزیکبحرانبهداشتی،اجتماعیوروانیاستناشیازرفتارهايپرخطراستکهنهتنهابزرگسالانبلکهکودکانونوجوانانرانیزتحتتاثیرقرارمیدهد. به طوری کهمیتوانگفتدرحالحاضربیماريایدزمشکلگروهجواناناستکه 85درصد اینبیماراندرکشورهايدرحالتوسعهزندگیمیکنند50 درصد مواردجدیدآلودگیبهویروسایدزبهسنین10-24سالاختصاصداردودرهردقیقه5 جوانبهاینویروسآلودهمیشوند.بیماريایدزچنانگسترشیافتهاستکهدرحالحاضرچهارمینقاتلواولینعاملمعلولیتزايجهانسوماست. پیشگیريازعفونتهايفوقکهناشیازرفتارهايپرخطرمیباشدباافزایششناختوتغییررفتارافراددرزمینهرفتارهايجنسیوتزریقداروهاواقداماتدرمانیموثرامکانپذیراست. برهمیناساسامروزهبیشترکوششمیشوددرانتخابروشصحیحمسائلجنسیوتزریقداروهااعمالنظرشود. بانگرشبهافزایشرفتارهايپرخطردرنوجوانانوجواناناحساسمیشودکههمهکودکانوبزرگسالانیکهبهمدرسهمیروندبایستیفرصتیجهتیادگیريمراقبتازخوددرمقابلاینبیماريداشتهباشند(ملکشاهی و مومن نسب، 1386).
درهمینراستابعضیازکشورهاکمیتههايارتقاي بهداشتبااهدافمدوندرمدارستشکیلدادهوپژوهشهاي مداخلهايبهمنظورتاثیرآموزشدرمدارسانجامگرفتهاست. زیراپیشگیريتنهاراهمقابلهتشخیصدادهشدهاستهزینه هايپیشگیريبمراتبکمترازدرماناست به طوریکههزینه پزشکیومراقبتیرفتارهايپرخطرروبهافزایشاستو هزینهسالیانهمرتبطباتنباکوبیشاز50بیلیوندلارمیشود بنابرینضرورياستکهیکهماهنگیبینبرنامههاي بهداشتمدارسبصورتخطمشیحمایتیجامعهوآموزش رفتارهايسالمبرايتاثیربردانشآموزانبوجودآید. پس تغییررفتارهايبهداشتیمردممستلزماطلاعوآگاهیآنهاست دراینراستامربیانبهداشتمدارسبیشترباافرادکمسن و سالوخانوادههاسروکاردارندومیتوانندسهمبسیارمهمی درارتقاءآگاهیسایرینداشتهباشند. مربیانبهداشت مسئولیتآموزشدانشآموزانواولیاءآنها،کارکنانمدارسو همکاريبامراکزبهداشتیودرمانیدرجهتکنترلو پیشگیريازبیماریهارابعهدهدارند.بنابراینافزایشمیزان آگاهیوآموزشمستمرآنهاحائزاهمیتاست(ملکشاهی و مومن نسب، 1386).
2-3- انواع رفتارهای پرخطر
اینرفتارهابهدوگروه تقسیممی شوند:
گروهاول:رفتارهاییهستندکهسلامت وبهزیستیخودفردرابهخطرمی اندازند،مثلمصرف موادمخدر،الکل،سیگارورفتارهايجنسیپرخطرو ناایمن(زارعی،1390).
گروهدوم:رفتارهاییهستندکهسلامتو بهزیستیسایرینراتهدیدمیکنند،مثلدزدي، پرخاشگري،گریزازمدرسهوخانه.بابررسیپیشینه تجربیاینموضوع،بهآسانیمی توانتأثیراتاینگونه رفتارهارابرکارکردهايشغلی،تحصیلیواجتماعی مشاهدهکرد.برايمثال،جوانانبامصرفالکلومواد مخدر،علاوهبرزیانهايروانی،جسمیومالیبه خود،بابروزتصادفاتناشیازمصرفاینموادباعث مرگمیلیون هاانساندرسراسرجهانشدهوهزینه هاي گزافیبرجوامعتحمیلمی کنند(ملک شاهی و مومن نسب،1386).
2-4- رفتار های پر خطر و نوجوانی
خطر پذیری به رفتار هایی اطلاق می شود که احتمال نتایج منفی و مخرب جسمی، روان شناختی و اجتماعی را برای فرد افزایش دهد. جسور(1987) با ارائه اصطلاح سندرم رفتار مشکل ساز، مقولات رفتار های پر خطر را شامل سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، الکل، رانندگی خطرناک و فعالیت جنسی زود هنگام دانسته است. خطر پذیری و انجام رفتار های پر خطر دقیقا معادل یکدیگر نیستند. خطر پذیری علاوه بر این که انجام رفتار های پر خطر را در بر می گیرد، به آسیب پذیری و در معرض خطر بودن فرد از سوی محیط و نزددیکان و نیز گرایش ها، تمایلات و باور های نادرست و تهدید کننده فرد درمورد رفتار های پر خطر اشاره دارد(زاده محمدی و همکاران، 1386).مصرف مواد مخدر، خشونت و رفتار های جنسی عامل بسیاری از مرگ و میر های سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی است(لیندبرگ و همکاران، 2000). بسیاری از رفتار های پر خطر از قبیل سیگار، الکل، مواد مخدر و روابط جنسی نامطمئن در سنین قبل از 18 سالگی اتفاق می افتد(برگمن و اسکات، 2001). در نوجوانی فرد جایگاه خویش را در خانواده، دوستان و جامعه تعیین می کند. عوامل اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی نقش مهمی در سوگیری رفتاری افراد به عهده دارند. اغلب نوجوانان با خانواده، جامعه و بستگان دچار چالش هستند و ممکن است فشار این مشکلات نوجوانان را در مرحله تصمیم گیری به سمت رفتار های پر خطر بکشاند. جامعه امروز، نوجوانان و خانواده را با نیاز های فراوانی رو برو می کند. در این دوره نوجوانان از خانواده به سوی جامعه کشیده می شود و در راستای به دست آوردن جایگاه اجتماعی می کوشند. در این دوران آنها ممکن است دوستانی را برگزینند که والدین نپذیرند و یا ممکن است پوششی داشته باشند که والدین آن را نپسندیدند و یا این که به مقایسه خانواده خود با سایر خانواده ها بپردازند. مصرف مواد مخدر و الکل و کژروی های اخلاقی در سنین نوجوانی آغاز می شود. بررسی های انجام شده در جوامع پیشرفته و رو به رشد، گویای افزایش رفتار هایی مانند مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر استدر یک بررسی بر روی نوجوانان و جوانان در امریکا که در سال های 1991-1991 انجام شد، روند رفتار های پر خطر مورد بررسی قرار گرفت. بررسی یاد شده نشان داد که رفتار های پر خطر جنسی و مصرف تنباکو، الکل و مواد افزایش یافته است(حسن والدفراوی،1996 به نقل از باریکانی،1387).
2-5- نظریه تغییر رفتار
لویتن1989،طبق نظریه تغییر رفتار، همه ابعاد روانی - اجتماعی ساختار الگویی دارند و به طور یکپارچه رفتار ها و مکانیسم های مقابله ای مثبت را باعث می شوند. از نظر روانشناسان، ویژگی های شخصیتی اساس الگو های رفتاری افراد می باشد. آلپورت شخصیت را سازمانی پویا از نظام های روانی و جسمانی می داند که در درون فرد قرار دارندو تا اندازه ای قابل پیش بینی هستند که بر عواطف و الگو های رفتاری انسان تاثیر می گذارند(کدیور و جوادی،1392).
1- آیزنک
از نظر آیزنک ترکیب شرایط محیط و عوامل نورولوژیکی و شخصیتی باعث به وجود آمدن ویژگی های شخصیتی مختلف می شود. براساس این فرضیه برخی شخصیت ها نسبت به انجام برخی رفتار ها مستعد هستند. آیزنک درون گرایی- برونگرایی، روان رنجوری و روان نژندی را عوامل اصلی شخصیت می داند که هر کدام ساختار زیستی معینی دارند و از ترکیب مختلف این عوامل تفاوت های فردی بوجود می آید. گرای با دید دیگری به نظریه آیزنک دو نظام متمایز مغزی فعال سازی/ بازداری رفتاری را توصیف می کند که به پاداش و تنبیه های احتمالی حساس است. افرادی که نظام فعال سازی رفتاری قوی تری دارند وقتی با احتمال تنبیه مواجه می شوند از آن می گریزند و از رفتاری که منجر به پیامد های ناخوشایند شود دوری کنند. نظام فعال سازی رفتاری صرفا برای دست یابی به نتایجی که برای فرد پاداش دهنده است عمل می کند و موجب عدم توجه و تنبیه می شود(عبدی و همکاران، 1388).
2- الگو های زیستی
الگو های زیستی بر عوامل ژنتیک، تاثیرات هورمونی و رویداد های دوران بلوغ در پیدایش و بروز رفتار های پر خطر توجه کرده اند(کیمبرلی و همکاران، 2005). رویکرد رشدی دیگر، بر تحولات زمینه های زیستی، روانی و اجتماعی نوجوانی اشاره دارد و معتقد است رفتار های پر خطر شیوه ای برای مقابله با حوادث طبیعی دوران رشد است. اما از سوی دیگر، از جمله ویژگی های شخصیتی مرتبط با رفتار های پر خطر، هیجان خواهی است که همراه با ویژگی های دیگری چون خود نظم دهی ضعیف، تکانشی بودن، نوجویی و عاطفه منفی بالا، ادراک خطر پایین(رولیسون و شرمن، 2002)و کانون کنترل(زاکرمن و همکاران، 1978) در بروز رفتار های پر خطر دخیل قلمداد شده اند.
2-6- گرايش به اعتياد به عنوان رفتار پرخطر در نوجوانان
تعداد قابل توجهی از افراد را می توان یافت که از نظر شخصیتی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. بعضی از افراد در معرض خطر جدی اعتیاد به یکی از مواد مخدر قرار دارند. بی تردید افرادی که مستعد اعتیاد شناخته می‌شوند، بیش از دیگران در معرض خطر وابستگی قرار دارند؛ گرچه مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته است از جهت پیشگیری، بی‌نهایت سودمند است؛ باید توجه داشت که تنها این عده نیستند که به اعتیاد گرایش پیدا می کنند؛ البته شرایط عاطفی شخصی برای سوق دادن فرد به اعتیاد شرط کافی است، اما به هیچوجه شرط لازم به حساب نمی‌آید. افرادی که بیش از دیگران مستعد اعتیاد هستند، شخصیتهایی هستند باز، غیر قراردادی، اجتماعی و مخالف خوان یا شخصیتهایی بسته، گوشه گیر و بی‌حوصله (برژره، 1986، به نقل از گرگاني، 1378).
همچنين بين افراد معتاد و افراد غیر معتاد، تفاوتهای معناداری در شيوه‌های مقابله وجود دارد. افراد معتاد، در شيوه‌های مقابله‌ای خود، از خوشتن داری، باز برآورد مثبت،جستجوی حمايت اجتماعی‌، حل مدبرانه مسئله و مسئوليت‌پذيری كمتر برخوردارند. مقابله آنها بيشتر به صورت شيوه‌های دوری جويی، اجتناب و گريز از رويارويی می‌باشد. آنها بيشتر از سبكهای حل مسئله نا کارآمد و اجتناب استفاده می‌كنند و از سبك‌های حل مسئله و فعاليت اعتماد در حل مسئله و تقرب، كمتر سود مي‌جويند. و با توجه به الگوی مقابله‌ای و سبك حل مسئله معتادان كه برای رويارويی با مسائل ريز و درشت زندگی طبيعی، روشهای ناكارآمد و ضعيفی دارند، به نظر می‌رسد اين الگوها، زمينه گرايش به اعتياد، مشكلات اجتماعی و روانشناختی فرد را افزايش داده و دور باطلی را بوجود می‌آورد (عبدی،1380).
تا چند سال پیش، اکثر معتادان متعلق به چند محیط اجتماعی محدود بودند؛ این افراد اغلب مردمانی مرفه و هنرمند یا جوانانی بیکار و یا فرزندان خانواده های محترم یا روشنفکران افسرده‌ای بودند که در جستجوی وسیله‌ای به اصطلاح لوکسبرای منحرف شدن از اضطرابهایشان بر می‌آمدند؛ اما دنیای کارگران و نوجوانان بندرت آلوده بود؛ ولی امروزه، افسردگی شخصی و گروهی ناشی از شکست مواضع اصلی فلسفی و ایدئولوژیکی، هرروز بیش از پیش جوانانی را که در جستجوی نوعی فلسفه باطنی و در حقیقت در جستجوی الگوهای دست نیافتنی برای الگوبرداری از والدین شان هستند تهدید می کند. همراه با نبود امکان الگوبرداری‌، ناتوانی جوانان برای حل خشونت، با ریشه ای مشترک در دوران کودکی، تحول عاطفی و ارتباطی ناپخته تری نیز به چشم می خورد. اینان قادر نیستند این خشونت را در راههای خلاق تری به کار گیرند؛ خشونتی که بصورت کاملا مستقل هنوز در رفتار بسیاری از معاصران ما دیده می‌شود.در واقع دنیای معتادان دیگر محدود به یک طبقه اجتماعی یا فرهنگی خاص یا مربوط به سهولت تهیه مواد مخدر یا حتی نوعی عادت که تصادفی پدید آمده باشد، نیست (برژره، 1986، به نقل از گرگاني،1368).
درمورد اعتیاد می‌توان به سه قطبی بودن مشکلات ناشی از انواع اعتیاد اشاره کرد: نقش ماده مورد مصرف، مشکلات عاطفی فرد معتاد پیش از اعتیاد و اثر محیطهای مختلفی که معتاد با آنها برخورد می‌کند( باوی، 1388). وابستگی به مواد شامل عوامل متعددی است که می تواند بطور همزمان و یا به دنبال هم در مورد یک فرد وجود داشته باشد؛ اما اینکه چه عاملی منجر به پدیدآیی قطعی وابستگی به مواد می‌شود و چه عواملی احیانا پس از وابستگی باعث تداوم و ثبات آن می‌شود، اتفاق نظر کاملی وجود ندارد (گلپرور و همکاران، 1381).با این حال به طور کلی می‌توان علل گرایش به اعتیاد را در تقسیم بندی زیر نشان داد:
1-عوامل فردی: عوامل فردی یا عواملی که با خود فرد ارتباط دارد به دو بخش عوامل جسمانی و عوامل روانی تقسیم می شود:
الف- عوامل جسمانی : برخی از افراد، به دلیل مشکلات جسمانی به مصرف مواد مخدر روی می آورند. برخی افراد به دلیل بیماری فشار خون یا دیابت، مواد مخدر مصرف می نمایند. هرچند هیچگونه دلیل علمی و پزشکی در این موارد وجود ندارد و چه بسا عوارض زیانباری دیگری نیز گریبان‌گیر فرد شود (رمضاني،1383).
ب- عوامل روانی: برخی افراد برای کاهش مشکلات روحی و روانی یا فرار از آنها به مصرف مواد مخدر روی می آورند. افراد افسرده و یا مضطرب استعداد بیشتری برای گرایش به اعتیاد دارند. برخی افراد، برای كاهش مشكلات روحی و روانی يا فرار از آنها به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند. افراد افسرده و يا مضطرب استعداد بيشتری برای گرايش به مصرف مواد مخدر دارند. افراد خجالتی نيز ممكن است برای مقابله با حالت خجالتی بودن خود، بطور غلط به مصرف مواد روی آورند و گاهی نيز برخی افراد جهت افزايش توانايی‌های روحی و جسمی خود، از مواد مخدر استفاده می كنند؛ بعنوان مثال افرادی كه می خواهند شبها بيدار بمانند و كار كنند و يا براي افزايش لذت جنسي از مواد مخدر استفاده می‌كنند (فلاح زاده ،1380).
2- عوامل محيطی: عواملی است كه به محيط فرد مربوط می شود و به سه بخش عوامل خانوادگی و تربيتی و عوامل اقتصادی و عوامل جغرافیایی تقسیم می شود.
الف-عوامل خانوادگی و تربیتی
روشهای تربيتی نادرست خانواده مانند تحقير كردن، بی ارزش داشتن فرزندان و محبت نكردن به فرزندان، همچنين اعتياد پدر و مادر و ديگر اعضای خانواده یا جدايی و طلاق پدر و مادر، كشمكش‌ها و اختلافات خانوادگی، لوس و ناز پروده بار آوردن فرزندان از جمله عواملی است كه باعث اعتياد می‌شود. همچنين مصرف سيگار يا ساير مواد اعتياد آور توسط اعضای ديگر خانواده نيز خطر الگو شدن برای نوجوانان را دارد (فلاح زاده ،1380).
بی ترديد، معتاد بودن يكی از والدين يا هر دوی آنها اين تصور را در فرزندان بوجود می آورد كه اعتياد، يك عمل عادی بوده و جزئی از روند رشد و بزرگسالی محسوب می شود. در پژوهشی كه بلولدز بر رو معتادانی که از سن ده سالگی در خانواده از هم گسسته ای رشد كرده‌اند و پژوهشی که نارگو و همكارش انجام دادند، نشان داده شد كه يكی از عوامل مهمی كه می تواند فرد را به سوی معتاد شدن سوق دهد شرايط نامساعد خانوادگی شخص است (مددي و نوغاني،1384).
نايت، در اين زمينه بيان می كند كودكانی كه بطور افراطی از سوی والدين خود، مورد محبت و توجه قرار می‌گيرند، ممكن است بيش از كودكان ديگر در بزرگسالی به مصرف الكل روی می‌آورند؛ زيرا توجه بيمار گونه و افراطی والدين، آنها را خودخواه، رشد نايافته، و كم تحمل و وابسته بار می‌آورد. از سوی ديگررفتارهای خشونت آميز، تهديد كننده، تمسخر آميز و تنبيه كننده والدين، بصورت بيمارگونه‌ای، كودكان را دچار اضطراب و نا امنی ساخته و آنها را وادار می نمايد كه برای فرار از اضطراب، نگرانی و افسردگی، به مواد مخدر روی آورند. آنچه در اين مورد اهميت حياتی دارد، شخصيت كودک است. هارتمن اعتقاد دارد كه مصرف كنندگان مواد مخدر مانند اكثر افراد روان نژند دارای مادرانی هستند كه دو گانگی را تشديد می‌كنند؛ مادران آنها دارای رفتارهايی جاذب و در عين حال دلهره آميز هستند و در پسران خود به ويژه حالتهای انفعالی و علائم روان نژندی بوجود مي آورند و اين حالتها با مصرف يا بدون مصرف مواد مخدر بروز می نمايد؛ به همين دليل حالتهايی نظير تثبيت و يا واپس روی دهانی، در آنها مشاهده می شود ( گلپرور و همكاران، 1380).
ب-عوامل اقتصادی و اجتماعی
وضعيت اجتماعی اقتصادی خانواده، يعنی سطح سواد والدين، تنوع شغل، درآمد و محل سكونت می‌تواند در بروز اعتياد مؤثر باشد. سواد يا بی سوادی والدين نيز عامل مؤثری در گرايش نوجوانان به اعتياد به حساب مي‌آيد. بطور كلی اكثريت معتادان هر جامعه را افراد فقير آن جامعه تشكيل می‌دهند. يكی از عوامل مؤثر در اين زمينه، اين است كه تعداد فرزندان متعلق به خانواده های طبقه پايين بيشتر است؛ چنين امری به نظارت كمتر والدين و احساس طرد كودک منجر می شود؛ زيرا حتی اگر والدين بين فرزندان تبعيض قائل نشوند، فرصت كمی برای ابراز محبت و رسيدگی به نيازهای اساسی هر يك از آنها خواهند داشت. در چنين خانواده هايی، سطح سواد اعضای خانواده، نظارت، انضباط و محبت، زير حد استاندارد قرار گرفته و زمينه های ارتكاب جرم فراهم می شود؛ البته نمی توان گفت بين فقر و اعتياد رابطه مستقيم وجود دارد.نبود عدالت اجتماعی، توزيع نابرابر ثروت، فقر، نابرابری های اقتصادی اجتماعی و محروميت های شديد موجود در جامعه كه بسياری از خانواده ها را در بر می گيرد، بسياری و ازدياد جمعيت مهاجرت روستایيان به شهرهای بزرگ و عدم تطابق با بافت شهری، كمبود مراكز تفریحی سالم، از جمله عوامل مهم اقتصادی و اجتماعی است كه افراد را به سمت اعتياد و مصرف مواد مخدر سوق می‌دهد (فلاح زاده، 1380).
پ- عوامل محيطی و جغرافيايی
قرار گرفتن كشور ما ايران در كنار مرزهای افغانستان و پاكستان و ورود مواد مخدر از آن كشورها، به خصوص افغانستان كه نيمی از ترياک جهان را توليد می كند، باعث شده است كه كشور ما مسير عبور مواد مخدر به تركيه باشد. ارزان بودن مواد مخدر به علت در دسترس بودن آن نيز عامل ديگری برای روی آوردن به مواد مخدر است ( باوی، 1388).بنابراين در تقسيم بندی كلی‌تر و جامع‌تر، علل گرايش افراد به مصرف مواد مخدر را عوامل ذيل می‌دانند:
1- عوامل مخاطره آميز فردی كه شامل عوامل مخاطره آميز دوره نوجوانی، استعداد ارثی، صفات شخصيتی و اختلالات روانی می‌باشد.
2- عوامل مخاطره آميز محيطی و بين فردی شامل عوامل مربوط به خانواده (روابط اعضای خانواده، شيوه فرزند پروری والدين معتاد، زن يا شوهر معتاد، خواهر يا برادر معتاد،عوامل اجتماعی –اقتصادیخانوادهوطلاق) عوامل مربوط به مدرسه (فقدان محدوديت، فقدان حمايت) و عوامل مربوط به محل سكونت (شيوه خشونت و اعمال خلاف) می‌باشد.
3- عوامل مخاطره آميز اجتماعی شامل در دسترس بودن مواد مخدر نا برابری های اقتصادی و اجتماعی، تسلط گروههای اقليت نژادی، بيكاری، رشد بی قواره جمعيت، قوانين بازار مواد، مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی، كمبود امکانات فرهنگی- ورزشی و تفريحی، عدم دسترسی به سيستم های خدماتی- حمايتی، مشاوره ای و درمانی و توسعه صنعتی و محروميت اقتصادی- اجتماعی می‌باشد (باوی، 1388).
بخش دوم:
باورهای غیر منطقی
2-7- تعاریف باور
واژه "Belief"در فارسی به باور، عقیده، ایمان و اعتقاد ترجمه شده است(آریان‌پور و دیگران، 1385). باور یعنی پذیرش یک اصل یا یک مذهب یا یک حقیقت و تمایل به واکنش خود آگاهانه در یک شیوه یا طریقه ثابت در یک وضع خاص. باور یعنی ایمان، اعتقاد و عقیده(امین پور و احمد زاده1390).این واژه از اصطلاحات مربوط به حوزه روان‌شناسی اجتماعی است كه مباحث مربوط به پدیده روانی اعتقاد را از این حیث كه دارای رفتارسازی اجتماعی است مطالعه می‌كند.در یک تعریف ساده و رسا، «باورها یا عقیده‌ها، اندیشه‌هایی هستند كه فرد به درستی و حقانیت آن‌ها اعتقاد دارد.»(پارسا، 1383).کرچ و کرچفلید باور را چنین تعریف کرده‌اند:‌ «باور، سازمانی باثبات از ادراک و شناختی نسبی درباره جنبه خاصی از دنیای یک فرد است.» برای مثال، ‌اعتقاد به بابانوئل که مفاهیم گوناگون به آمیخته‌ای همچون: جنبه جسمانی، ‌لباس و نوع پوشش، جنبه کارکردی آن را دربر می‌گیرد. در مفهوم وسیع‌تر،‌ باورها دربرگیرنده شناخت یا دانسته‌ها، ‌عقاید یا آیین است».(روشبلاو و همکاران، به نقل از دادگران 1371).
2 -8- منابع باورها
باورها از کجا شکل می‌گیرند؟ منابع شناختی و عاطفی و بینشی شکل‌گیری باورها چیست؟ برخی از روان‌شناسان اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که «باورها سه ریشه اصلی دارند: تجربه شخصی، ‌اطلاعات حاصل از دیگران و استنتاج،‌ حتی ممکن است باورها محصول همزمان این سه منبع باشند. مثلاً،‌ ممکن است شخصی نوار جدید آقایXرا خیلی خوب توصیف کند زیرا شخصاً به آن گوش داده است. همچنین نوار مزبور ممکن است به این علت خیلی خوب به نظر برسد که فردی مورد اعتماد آن را تعریف کند یا در روزنامه‌ها راجع به آن مطالب مثبت زیادی نوشته شده باشد. در حالت اخیر،‌ باور شخص بر اطلاعات حاصل از دیگران استوار خواهد بود. بالاخره،‌احتمال دارد که شخص اصلاً به نوار گوش نداده باشد و کسی هم درباره آن با او صحبت نکرده باشد اما باور او و محصول این استنتاج باشد: چون نوارهای آقای xخیلی خوب است،‌ پس نوار جدید او نیز به احتمال نزدیک به یقین خیلی خوب خواهد بود.» (بدار،1389).
2-9-مفاهیم مرتبط با باور
نگرش، دید قالبی، عقیده، باور، تعصب و پیش‌داوری از مفاهیم نزدیک به‌هم اما در واقع جدا هستند که اگر برخی از آن‌ها در عرف عامه به‌جای هم به‌کار روند، خیلی دور از انتظار نیست اما در برخی متون علمی و ترجمه‌ای هم گاهی اوقات به جایگاه استعمال این مفاهیم توجه نمی‌شود و بدون ضابطه معینی به‌جای هماستعمال می‌شوند؛ خصوصاً عقیده و باور «که غالباً مترادف با نگرش تلقی شده‌اند» (کریمی،1389). به‌عنوانمثالدرعبارتزیرکهبهفرقباوربه‌عنوانجزییازنگرشپرداختهاست،باوروعقیدهرابهیکمعنیبه‌کاربردهاست: «عقیدهونگرشدوجنبهمکملیکفرایندهستند. اولیازپویاییوزمینه‌هایعاطفیبیشتریبرخورداراستودومی،بیشترجنبهعقلانیو گفت و شنود و ارتباط شفاهی دارد. این امر نشانگر آن است که نگرش و عقیده،‌ آن‌چنان در هم آمیخته‌اند که سنجش افکار (عقاید) عمومی اغلب از طریق "سنجش نگرش" انجام می‌گیرد و نگرش‌های فرعی گویای این واقعیت است که چرا و چگونه یک گفت و شنود یا یک بحث منطقی قادر به تغییر عقاید نیست و تنها می‌تواند (گاهی) عقاید موجود را تقویت کند» ( روشبلاو و همکاران ،ترجمه دادگران،1371).بنابراین، لازم است با رویکرد افتراقی، به تعریف مختصری از مفاهیم مرتبط با باور پرداخته ‌شود. از طرف دیگر در منابع موجود روان‌شناسی توجه بسیار ناچیزی به بحث باور شده است و طرح آن در ضمن این مفاهیم مشابه است که البته درهم‌تنیدگی این مفاهیم هم در این مساله دخیل بوده است. در هرحال، با تشریح اجمالی این مفاهیم با رویکرد افتراقی، این فایده هم وجود دارد که درک بهتری از مفهوم باور به‌وجود خواهد آمد؛ چنانچه به گفته مک‌گوایر این اصطلاحات «نام‌هایی هستند در جستجوی یک تمایز به‌جای اینکه تمایزی در جستجوی یک اصطلاح باشند.» (کریمی،1389).
1. عقیده ؛ درساده‌ترینسطح، ‌عقیده چیزی است که شخص بر مبنای واقعیات،‌ درست می‌پندارد. بدین‌سان، ‌من عقیده دارم که: کمتر از 15000 دانشجو در دانشگاه کالیفرنیا در سانتاکروز ثبت‌نام کرده‌اند؛ بستن کمربند ایمنی از وقوع سوانح اتومبیل جلوگیری می‌کند؛ شهر نیویورک در تابستان گرم است. این قبیل عقاید اساساً شناختی هستند، و در ذهن رخ می‌‌دهند نه در اندرون بدن. همچنین ناپایدارند، ‌یعنی می‌توان آن‌ها را با شواهد مخالف خوب و روشن، دگرگون کرد. بدین‌سان،‌ اگر رالف‌ نادر (کارشناس مسایل اتومبیل) شواهدی به من عرضه کند که حاکی از اینکه کمربندهای ایمنی با ساخت کنونی خود، ‌سوانح رانندگی را کاهش نمی‌د‌هند،‌ عقیده خود را در مورد مسئله تغییر می‌دهم.» (بدار و همکاران، ترجمه گنجی،1389). در تفاوت عقیده و باور گفته‌اند: «باورها جنبه کلی‌تری نسبت به عقاید دارند. آن‌ها دنیای فرد را می‌سازند و به او ثبات نظر و عقیده می‌دهند. مجموعه مطالبی که ما درباره یک موضوع خاص می‌د‌انیم و همه قضایایی که برای ما معنایی ندارند و همچنین همه موضوعاتی که ما فکر می‌کنیم واقعیت دارند، باور ما را تشکیل می‌دهند.»( روشبلاو و همکاران،ترجمه دادگران،1371).
برخی هم در تفاوت عقیده و باور گفته‌اند: «اصطلاح عقیده همچنان به گستردگی و به‌ویژه در مورد نظرخواهی از عقاید عمومی، جایی که تمرکز روی نگرش‌های مشترک و اعتقادات گروه‌های بزرگی از مردم است به‌کار می‌رود. به‌طور کلی این عقاید عمومی ترکیبی هستند از نگرش‌ها، باورها، و نیت‌های رفتاری، به‌عنوان مثال در یک نظرخواهی تلویزیونی ممکن است از پاسخ‌دهندگان پرسیده شود آیا کاندیدایX راقبولدارید؟،«آیاتصورمی‌کنیدکهکاندیدایX بهمسایلطبقاتمحرومجامعهعلاقمنداست؟واگرامروزانتخاباتصورتگیرد،آیابهکاندیدایX رأیمی‌دهید؟»HYPERLINK "http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42536" \l "_ftn11" \o "" (کریمی،1389).
2. نگرش ؛ برایدرکبهترمفهومنگرشوارتباطآنباباوروعقیده،«فرضکنیدشخصیمعتقدباشدکهیهودیانبهاعمالبازرگانی "زیرکانه" اشتغالدارند،‌یااینکهشرقی‌هاآدم‌هایموذی و آب زیر کاه‌اند، ‌یا افراد کمتر از 25 سال دارای خردمندی ویژه‌ای هستند، یا اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است این‌ها،‌ هم هیجان‌آور و هم ارزیابی کننده‌اند، یعنی، بر دوست داشتن و دوست نداشتن دلالت دارند. اعتقاد به اینکه شرقی‌ها موذی و آب زیرکاهند، ‌قویاً‌ بر این دلالت دارد که فرد علاقه‌ای به آن‌ها ندارد. عقیده به اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است، با این عقیده که در تابستان هوای نیویورک گرم است تفاوت می‌کند. عقیده به اینکه شهر نیویورک همچون یک جنگل است صرفاً شناختی نیست، بلکه با ارزیابی کم منفی و قدری هیجان و اضطراب همراه است. عقیده‌ای که شامل یک جزء ارزیابی کننده و یک جزء هیجانی باشد، ‌نگرش نامیده می‌شود. در مقایسه با عقاید، نگرش‌ها خیلی به دشواری تغییر می‌یابند.» (ارونسون،ترجمه شکر کن1389).پس وجود مؤلفه عاطفی،‌ نگرش‌ها را از دانش یا اعتقاد متمایز می‌كند( كریستنسن و همکاران ،ترجمه بشیری و دیگران ،1385).
همچنین نگرش دارای بعد سومی به نام رفتار است. برخی محققان، نگرش را حلقه واسط بین باورها و رفتار دانسته‌اند؛ یعنی باورها وقتی به نگرش تبدیل شوند، می‌توانند در رفتار متجلی گردند. ایشان معتقدند هر نگرشی دارای یک بعد شناختی است که نگرش (که ماهیت عاطفی دارد)، از آن تغذیه می‌گردد. جنبه رفتاری نگرش به هدف‌ها مربوط می‌شود،‌ یعنی اعمالی که در برابر یک موضوع که باور و حالت عاطفی مثبت یا منفی به آن پیدا شده است، نشان داده می‌شود(بدار و همکاران، ترجمه گنجی،1389).
3. دید قالبی ؛ دیدقالبیراحاصلتعمیمبه‌جایانابه‌جاینگرش‌هامی‌دانند. نگرش،ازموادمقدماتیوپیش‌نیازهایتحققدیدقالبیاستکهخودبرآیندیازعقایدوباورهاست. البتهنهاینکههرنگرشیبهشکل‌گیریدبدقالبیمنتهیشود. «نگرش،نخستتعمیممی‌یابدسپسدیدقالبیشکلمی‌گیرد».روان‌شناسان، دید قالبی را یك رشته باورها و عقایدی درباره جنبه‌هایی از رفتار دانسته‌‌اند كه تصور می‌شود، اكثر افراد گروه خاصی دارا می‌باشند. چنان‌كه عقیده رایج بسیاری از اروپاییان بر این است كه مردم سواحل دریای مدیترانه افرادی زودجوش و هنرمند هستند، در صورتی كه مردم شمال اروپا خون‌سرد، ولی فعال و پركارند و ساكنان جزایر دریای جنوب را مردمی بی‌قید، راحت‌طلب و بركنار از هر گونه جاه‌طلبی می‌شناسد( پارسا،1383).
تفکر آدمی همواره منطقی نیست. ما آدمیان با اینکه بر تفکر دقیق و ظریف تواناییم،بههماناندازههمدرمعرضبروزتحریفاتوغرض‌ورزی‌هایبسیاریدرفرایندفکریخویشهستیم. بهمنظورفهمنحوهتغییرنگرش‌ها،لازماستکهنخستپیچیدگی‌هایتفکرآدمیونیزانگیزه‌هاییراکهمردمرابهمقاومتدربرابرتغییر،برمی‌انگیزند،‌بفهمیم». ( ارونسون،ترجمه شکر کن1389).
نگرش‌ها عقاید و باورها ارتباط تنگاتنگی دارند و می‌توان گفت که زیربنای عقلی و منطقی عقاید و باورها را تشکیل می‌دهد. اگر نگرش تمایلی است به انجام کارهای مناسب یا نامناسب نسبت به موضوعی خارجی، عقیده نمود بیرونی آن است. عقیده اندیشیدن نسبت به واقعی بودن یک موضوع است؛ قضاوتی است که ما نسبت به موضوعی داریم برای مثال، اگر بگوییم «این موضوع بد است» عقیده خود را نسبت به آن موضوع بیان کرده‌ایم.البته تعمیم مذکور تنها ناظر یا فرآیند شکل‌گیری دید قالبی است و نه تایید اتقان آن؛ زیرا از نظر روان‌شناسان اجتماعی، «دید قالبی اعتبار بسیار كمی دارد و اصولاً در مورد گروه در عمل، بی‌معنا و كم‌ارزش است. بسیاری افراد را در هر گروهی می‌توان دید كه دارای ویژگی‌ها و اوصافی مخالف نظر رایج می‌باشند.» ( پارسا،1383). و همچنین روان‌شناسان اجتماعی درباره آثار و زمینه‌های سوء دید قالبی بر این باورند که «تصورات قالبی، باورهای تعمیم‌یافته‌ای است كه در مورد برخی از اقلیت‌های مذهبی، نژادی و قومی ساخته و پرداخته می‌شود. اعضای این اقلیت‌ها، ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای رفتاری خاص و از پیش تعیین شده‌ای از خود نشان می‌دهند. بنابراین، تصورات قالبی در برابر استدلال مخالف سخت مقاومت می‌كند و افرادی كه دارای باورهای قالبی است، همواره دچار تعصب می‌شود.»( بروس، ترجمه توسلیوفاضل ، 1388).4. تعصب و پیش‌داوری ؛ پیش‌داورییاتعصب،نگرشوعقیدهمساعدیانامساعدیاستکهبدوننسبتبهشخصی، شیئ یا امری اعمال می‌شود و حتی بادلایلومدارکمسلمیکهخلافآن‌راثابتمی‌کنندتغییرنمی‌یابد. کسیکهپیش‌داوریمی‌کندبی‌رحمانهبهزیانمخالفانخودنظرمی‌دهدوازاظهارمخالفتونفرتاحساسرضایتمی‌کند. بنابراین،ازدلیلآوردنروگرداناستوحتیکارهای معقول آنانرانادیدهمی‌گیردیاوارونهنشانمی‌دهد( پارسا،1383). بنابراین، پیش‌داوری را باید آفت و آسیب شناخت، باور و عقیده دانست که نگرش‌ها و دیدقالبی نادرست ایجاد می‌کند.
یک باور، هرگونه فرض "التزام" اساسی چه آگاهانه و یا ناآگاهانه می باشد که به اشخاص، این آمادگی را می دهد که وقایع را به نحو خاصی درک کنند و نوع خاصی از اعمال را انجام دهند. این باورها به سه دسته تقسیم میشوند:توصیفی،سنجشی و تجویزی.باورهای توصیفی واقعیت های مورد قبول راجع به یک فرد،دیگران و اوضاع مختلف می باشد.برای نمونه زنی ممکن است معتقد باشد که:من نسبت به نظراتم حق دارم. سن،تجربه،وتحصیلات کافی برای موفقیت در زندگی را دارا می باشم. شرایط کار من به نحوی است که عوامل بالقوه ای برای کامیابی و ترقی در دسترس می گذارند.یک باور سنجشی انعکاس دهنده قضاوت هایی نظیر خوبی و بدی،درست و اشتباه در ارتباط با خود،دیگران و محیط می باشد.مثلا باورهای سنجشی که ممکن است همراه مثال های باورهای توصیفی سابق باشند عبارتند از:تجارب و تحصیلات من خوب هستند،ایده های من ارزشمند می باشند. باورهای تجویزی، آن چه را یک فرد با اجبار اخلاقی باید انجام دهد، دیکته می کنند و این در صورتی است که باید کارهای او مبتنی بر باورهای قابل ارزیابی باشد.مثلا بر اساس باورهای قابل ارزیابی و توصیفی می توان گفت:اظهار نظر قاطع کردن،کامیابی و اظهار عقیده کردن، رفتاری شایسته هستند و خود یک فرد و دیگران، به این سبک رفتار نمایند.باورها ، ابعاد شناختی، نفسانی و رفتاری دارند. بعد شناختی عبارت است از اطلاعاتی که آن باور مبتنی بر آن می باشد و اساسی برای قضاوت در مورد آن چه خوب یا بد، و درست یا اشتباه می باشد. مبنای اطلاعات و قضاوت برای بعد شناختی یک باور از منابع بسیاری ناشی می شود.نمودهای قدرت نظیر والدین، منشا مهمی هستند. در چارچوب روابط فرزند-والدین،فرزندان، وقایع مهمی را در خصوص دنیا، شرایط خاص،مردم و خودشان فرا می گیرند.هم چنین قضاوت هایی (چه چیزهایی درست و چه چیزهایی نادرست هستند) راجع به این وقایع یاد میگیرند. و دوست دارند هم این وقایع را و هم قضاوت های انجام شده در مورد آن ها را به طور کامل قبول کنند.این وقایع بدست آمده از این منابع ممکن است ریشه در واقعیت ،خرافات یا اسطوره ها داشته باشند(فلاین به نقل از زیارتی،1987).یک قضاوت ممکن است صحیح و قابل تغییر یا نادرست و پایدار در شرایط گوناگون به حساب نیاید.بعد نفسانی یک باور عبارت است از هیجان،احساس یا شدت تغییر حالت، چه در جهت مثبت یا منفی که ناشی از مرکزیت یافتن باور می باشد.
و به واسطه ودر چارچوب باور شناختی آموخته می شود.در مثال قبل ،ارتباط بین ناراحتی و خشم و تنبیه شدن،هم چنین ترس را به اظهار ناراحتی و خشم پیوند می دهد.این ارتباط مانع اظهار خشم و ناراحتی می گردد.برای آن فرد اگر متن یادگیری تشویق کننده و از نوعی باشد که احترام به خود را افزایش دهد، آن فرد آن باور را با احساس مثبت پایه گذاری می کند. وقتی که این اتفاق می افتد،هرگونه مواجهه با آن باور و یا ارزش آن،به عنوان یک تهدید تلقی میشود و ایجاد یک هیجان می نماید.حتی اگر آن باور منشا مشکلات بسیاری شود. اگر باور دیکته نماید که تصفیه احساسات منفی، اشتباه و تحت هر شرایطی غیر قابل توجیه است.علاوه بر هیجان، همواره با اظهار نظر،احساس های تنفر و ناخشنودی نسبت به هر کس که با آن باور مخالفت نماید، به وجود می آید. هنگامی که افراد با یکی از باورهای شناختی شان درگیر می شوند، احساس خجالت، گناه ناراحتی و بیزاری از خود می کنند. بعد رفتاری یک باور عملی است که فرد انجام می دهد و با باور شناختی سازگار می باشد.چنین اعمالی با محتوای باور تطابق دارد ولی لزوما با محیط بدین گونه نمی باشد. این گونه اعمال ممکن است در چارچوب متن یادگیری باور شناختی یا تنها ناشی از بعد تجویزی باور باشد. مثلا اگر باور شناختی عبارت از "هیچ گونه کنترلی برآنچه اتفاق می افتد ندارم" باشد. درماندگی، ویژگی اجتناب از کارهایی خواهد بود که باعث کنترل میشود و در نتیجه فاقد کنترل باقی می ماند.از لحاظ سلسله مراتب، باورها طبق اهمیت و تاثیرشان در زندگی فرد طبقه بندی می گردند. بعضی از آن ها نقش بسیار مهمی دارند. در حالی که باورهای دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند. اهمیت یک باور در تعدادی از ارتباطات، حدودی را که در آن باور تحت تاثیر قرار می دهد مشخص می نماید. باورهای یک فرد درباره خودش و مفهوم خودش، به طور کلی تمام باورها را تحت تاثیر قرار می دهد. در حالی که باورهایی که بیان گر سلیقه شخص می باشد، باورهای دیگر را تحت تاثیر قرار نمی دهد. و تاثیر زیادی بر باورهای دیگر و نحوه رفتار فرد با دیگران دارند(فلاین،به نقل از زیارتی1987).
باورهای منطقی، باورهایی هستند که بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعیین کننده ی نحوه تعبیر و تفسیر و معنی بخشی به رویدادها و تنظیم کننده کیفیت و کمیت رفتارها و عواطف می باشند تفکرات غیر منطقی حقیقت ندارند و با واقعیت منطبق نیستند، باید و حکم برای فرد می آورند، تعادل فرد را از بین می برند و حال رد را آشفته می کنند، از ایجاد هارمونی جلوگیری می کنند و مانع مواجهه موفقیت آمیز با حوادث تحریک کننده می گردند(صفاری نیا و همکاران،1391). برنارد باورهای غیر منطقی را خواست ها و هدف هایی می داند که به صورت اولویت های ضروری در می آیند، به طوری که اگر برآورده نشوند، موجب آشفتگی می شوند (الیس و همکاران،ترجمه صالحی فدردیو امین یزدی،1375). افرادی که بر باورهای غیر منطقی تاکید می کنند در زندگی با مشکلات چندی روبه رو خواهند شد و برای آن ها دشوار است که به خشنودی دست یابند. از سوی دیگر اگر فرد در برخورد با رویدادهای زندگی توانایی شناسایی شیوه های رویا رو یی سالم را نداشته باشد، در واکنش فعال نسبت به چالش های زندگی با دشواری روبه رو خواهد شد و برای حل مشکلات زندگی خود به رفتارهای انحرافی پناه می برد( امین پور و احمد زاده1390). الیس(1995) درموردمشکلاترفتاريوروانیمعتقداستکهبسیاريازناراحتی هايمردموزندگیعاطفینامنظم آنهاریشهدرانواععقایدغیرمنطقیوغیرواقعیدرموردخودوجهانپیرامونآنهادارد.ازنظراومشکلاتروانینتیجهي شناخت هاينادرستافراداستچراکهعواطفمحصول شناختاست،وپیامدهايفراوانیکهازتفکراتغیرمنطقی ناشیمی شوند.عللاساسیمهمتریناختلال هايهیجانیبه شمارمی روند(خدابخشی و همکاران،1393).
موریس و کانتیتز (1976) باورهای غیر منطقی که الیس وضع کرده است را به دو دسته طبقه بندی می کنند.دسته اول باورهایی هستند که منجر به خشم، بحث اخلاقی و تمایل به ناکامی کمتر می شود. مانند این ایده که (اجتناب از مشکل آسان تراز روبرو شدن با آن است). مواردی که الیس آن را باور نامیده، مطابق است با آن چه که ادوارد مک نل در سال 1997 طرح های تصمیم گیری می نامد (الگوهایی که مردم معمولا برای انتخاب هایشان استفاده می کنند) مردم وقتی باورشان را تغییر می دهند، احساس بهتری دارند و بهتر هم عمل می کنند. زیرا انتخاب های بهتری انجام می دهند. مک نل اولین نوع طرح تصمیم گیری را مطلق می داند که قاعده ای ثابت است(مانند اگر شما مرا دوست داشته باشید من هم شما را دوست خواهم داشت). دومین طرح تصمیم گیری عمل مقایسه ای است مانند(اگر شما x را بر y ترجیح بدهید کار را انجام خواهید داد ). سومین طرح تصمیم گیری همیشه پاسخده می باشد مانند(اگر x اتفاق بیافتدy هم اتفاق می افتد) (گاردنر گاتلی،1999). نقشباورها،نگرشهاو فرايندهايذهنيديگردربسياريازاختلالاتومشكلاترفتارينشاندادهشدهومعلومشدهاست كهباورهايغيرمنطقيميتوانند،رنجهايافرادراتشديدكنند(لطفی کاشانی،1387).
بسیار از ناراحتی های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آن ها، ریشه در انواع عقاید غیر منطقی، غیر واقعی در مورد خود، دیگران و جهان پیرامون آن ها دارد. با کمی دقت می بینیم افسردگی، اضطراب، نا امیدی و حتی مشکلات مضاعف دیگری مثل کم شدن احساس عزت نفس، پایین آمدن خود پنداره، سوء ظن و بدبینی، می تواند از طریق تلقین های درونی و تفکرات نامطلوب ایجاد شود. در واقع بسیاری از تلقینات به خود، ابتکاراتی غیر منطقی است که منجر به نتیجه گیری اشتباه، انعطاف پذیری، تفکر و جزم اندیشی می شود. با این که نگرش ها قابل آموزش هستند می توان با ارائه آموزش های خاص در نگرش افراد و به دنبال آن رفتار افراد، تغییراتی ایجاد نمود(صفاری نیا و همکاران،1391). به طور خلاصه میتوان گفت که تصورات کاملا غلط و اشتباه درباره امورات روز مره باعث به وجود آمدن باورهای غیر واقعی و غیر منطقی خواهد شد(امین پور و احمد زاده، 1390).
2-11- باورهای ارزشی و غیرارزشی
می‌توان به این باور ویژگی‌هایی نسبت داد؛ اگر باور مورد ارزیابی قرار گیرد، از باور ارزشی صحبت خواهد شد. مثلاً، می‌توان سرعت اتومبیل را "خطرناک" یا "اعصاب خردکن" توصیف کرد. همچنین، باور می‌تواند به ارتباط بین دو موضوع مربوط باشد. مثلاً، افراد سیگاری، ‌پس از مبتلا شدن به سرطان، اعلام می‌کنند که به‌عقیده آن‌ها مصرف سیگار بر سلامت جسمی اثر مستقیم دارد، در حالی که قبلاً این واقعیت را قبول نداشتند(بدار و همکاران، ترجمه گنجی،1389).
2-12- انواع باورها
از یک دیدگاه باورها به دو دسته تقسیم می شوند: (تقی پور ،1378).
الف) باورهای منطقی: کسانی که باور دارند در کاری موفق می شوند بدون شک توانایی انجام آن کار را در خود می بینند و موفق خواهند شد.
ب) باورهای غیر منطقی: این باور که نیاز به حمایت و تایید افرادی دارند که آن ها را می شناسند و یا به آن ها علاقه دارند.
2-13- ویژگی های باورها(تفکر) منطقی
شخصی که به شیوه ای منطقی فکر می کند:
1-افکار خود را بر پایه واقعیت های عینی و نه عقاید و باور داشت های ذهنی بنا می نهد.
2-به احتمال زیاد هم زندگی و هم جان خود را حفظ می کند.
3-به خود کمک می کند تا هدف های شخصی خود را سریع تر روشن سازد.
4-می کوشد تا حداقل با کم ترین میزان تعارض و تضاد شخصی ، پریشانی را برای خود به وجود آورد.
5-از درگیر شدن در تعارض ها و تضادهای شخصی با افراد معنی دار در زندگی خود اجتناب می کند (ساعتچی،1374).
2-14- ویژگی باورهای(تفکر) غیر منطقی
باورهای غیر منطقی دو ویژگی دارند: ( امین پور و احمد زاده1390).
1.توقعات خشک و تعصب آمیزی هستند که معمولا با کلمات باید و حتما بیان می شوند.
2.فلسفه های خود آشفته ساز، که معمولا حاصل این توقعات هستند و انتساب های بسیار نا معقول و بیش از حد تعمیم یافته ایجاد می کنند( امین پور و احمد زاده1390).
2-15- طبقه بندی باورهای غیر منطقی
اعتقادهای غیر منطقی می توانند به صورت زیر تجلی پیدا کنند(ساعتچی،1374 ):
1-   باور غیرمنطقی تأیید دیگران: این باور كه نیاز به حمایت و تأیید افرادی داریم كه آنها را می شناسیم و یا به آنها علاقه داریم. این باور می تواند به دلایل متعدد مشكلاتی برای انسان ایجاد كند. برای مثال تقاضای مورد تایید دیگران بودن سبب می شود كه انسان خودش را به خاطر این كه آیا می تواند این تایید را بدسات آورد یا نه ناراحت و نگران نماید. اگر این تایید را قطعاً بدست آورند آنگاه خواهد بود كه مبادا دوباره آن را از دست بدهد. نگرانی كامل داشتن در مورد تایید دیگران بر روی تصمیم و عملكرد فرد در مورد زندگی اش تاثیر می گذارد. اینكه خواستار یا تقاضامند تایید و تقویت هر كسی باشیم هدفی غیرقابل دسترس است، چرا كه هر كاری كه فرد انجام می دهد ممكن است بعضی آن را تایید كنند و بعضی دیگر تایید نكنند و گروهی نسبت به آن بی تفاوت باشند. بنابراین انسان اگر به زندگی خود ادامه دهد و زندگی خود را طبق میل و آرزوهای خویش اداره كند مردم وی را تایید می كنند و او را دوست دارند اگر چه آنان ممكن است همان مردمی نباشند كه وی خواستار تایید آنها است(همان منبع).
2- باورغیرمنطقیدرموردمشكلاتآینده: این باور كه در آینده اتفاق خطرناكی رخ می دهد و باید بشدت در مورد آن نگران باشیم. خیلی از مردم معتقد هستند كه انها باید خود را نگران مشكلات احتمالی بكنند. آنها معتقد هستند كه اگر در مورد مسائل و مشكلات نگران نباشند به نظر دیگران مزخرف به حسال می آیند(همان منبع).

92

Uncategorized

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT

@ 2017 childcare-Care WordPress Theme.